تداوم یک حضور تاریخی
دیماه ۱۴۰۴ دیگر تنها یک تاریخ در تقویم مبارزات مردم ایران نیست؛ بلکه نقطه عطفی است که در آن «ارادهی معطوف به آزادی» بار دیگر در برابر «ماشین مرگ اقتدارگرا» قد علم کرد. قیام اخیر ثابت کرد که نه سرکوبهای خونین دهههای گذشته و نه دیوارهای بلند اوین و رجاییشهر، هیچکدام نتوانستهاند میل به رهایی را در جان جامعه بکُشند. اما پرسش حیاتی اینجاست: در این لحظهی حساس تاریخی، میان اعدامهای سیستماتیک حاکمیت و آلترناتیوهای کاذب و غیردموکراتیک، راه پیروزی نهایی کدام است؟
کالبدشکافی جنایت؛ اعدام به مثابه ابزار بقا
رژیم حاکم در مواجهه با قیام دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر به تنها ابزاری که در آن تخصص دارد پناه برد:ترور دولتی و کشتار. کشتارهای وسیع، موج اعدامها و دستگیریهای دستهجمعی که پس از این قیام به راه افتاد، نشاندهندهی یک حقیقت محض است؛ حاکمیت به مرحلهای از «انسداد سیاسی» رسیده که دیگر حتی قادر به فریب جامعە نیست و تنها با کشتار و طناب دار میتواند زمان بخرد. اعدام در ایران نه یک حکم قضایی، بلکه یک «کُنش جنگی» علیه جامعه است. حاکمیت با اعدام جوانان و پیشاهنگان انقلاب، در پی آن است تا ترس را به «استخوانبندی جامعه» تزریق کند. اما آنچه نظام نمیفهمد این است که هر چوبهی داری که برپا میشود، در واقع میخی است بر تابوت مشروعیت خودش. همچنین دستگیریهای گسترده پس از دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که رژیم از «سازمانیابی جامعه» هراس دارد. شکنجهگاههای امروز به میدان نبرد تبدیل شدهاند؛ جایی که مقاومت زندانی سیاسی، تداوم فریاد خیابان است.
فریب بازگشت به گذشته
در بحبوحه قیام، همواره نیروهایی ظاهر میشوند که تلاش میکنند میوه انقلاب را به غارت ببرند. جریانی که تلاش میکند با تکیه بر «فردمحوری» و بازگشت به ساختارهای متمرکز پیشین، انقلاب را از محتوای دموکراتیک آن تهی کند. آنها به دنبال تعویض «تاج» با «عمامه» هستند، در حالی که ساختار سرکوب (تمرکز قدرت) دستنخورده باقی میماند. اما حقیقتا هر آلترناتیوی که «تکثر خلقها» (کُرد، بلوچ، آذری، عرب، ترکمن و…) را به رسمیت نشناسد و همچنان بر طبل «یک زبان، یک ملت، یک دولت» بکوبد، در واقع ادامهدهندهی همان منطق فاشیستی است که جمهوری اسلامی بر آن بنا شده است. کسانی که پیروزی را نه در خیابانهای سنە، زاهدان و تهران، بلکه در راهروهای کاخ سفید و پارلمانهای اروپایی جستجو میکنند، تنها به دنبال تغییر ارباب هستند، نه رهایی مردم.
آلترناتیو رادیکال و رهاییبخش
پژاک آلترناتیوی را ارائه میدهد که از دل بطن جامعه میجوشد و خواستگاه آن، واقعیتهای جامعە ایران است. جمهوری دموکراتیک، آن آلترناتیوی است کە پژاک برای گذار از وضعیت کنونی و رهایی از دهەها ستمگری ارائە میدهد.
۱. جوهرهی جمهوری دموکراتیک
این جمهوری، برخلاف تعاریف کلاسیک، بر پایه «دولت-ملت» نیست. بلکه بر پایه «ملت دموکراتیک» است. در این الگو: ایران فردا، موزاییکی از هویتهاست که نه ذوب شدن در یکدیگر، بلکه با همزیستی مسالمتآمیز معنا مییابد. قدرت نباید متمرکز باشد. هر استان، شهر و روستا باید از طریق «کمونها» و «شوراهای محلی حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشند.
۲. انقلاب ژن، ژیان، آزادی
قیام دی ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که پیشاهنگی زنان، تضمینکنندهی دموکراتیک بودن انقلاب است. جمهوری دموکراتیک بدون آزادی کامل زن، تنها یک نام توخالی خواهد بود. رادیکالیسم ما در این است که معتقدیم آزادی جامعه از مسیر آزادی زن میگذرد.
چرا نباید به خانه بازگشت؟
مردم ایران در آستانه ی پیروزی هستند، اما به شرطی که «سازمانیابی» جایگزین «هیجان گذرا» شود. جامعه بایستی یاد بگیرد که چگونه بدون نیاز به دولت، خودش را اداره کند. ایجاد شبکههای همیاری، شوراهای محلی و هستههای صیانت از مردم، گامهای عملی برای رسیدن به پیروزی است. در برابر رژیمی که تا دندان مسلح است و از کشتار ابایی ندارد، «دفاع مشروع» یک حق انسانی و طبیعی است. جامعه نباید در برابر جلاد دستبسته بماند. دفاع مشروع، نه به معنای جنگطلبی، بلکه به معنای صیانت از حیات سیاسی و فیزیکی مردم است. پیروزی قیام دیماه زمانی قطعی میشود که فریاد «از کردستان تا بلوچستان» به یک ساختار سیاسی مشترک تبدیل شود. ما نیازمند جبههی متحد تمامی مردم تحت ستم ایران هستیم.
تحلیل کوانتومیِ پیروزی
ما در مرحلهای هستیم که «تغییرات کمی» به «جهش کیفی» تبدیل شدهاند. رژیم در لایههای زیرین اتمهای خود فروپاشیده است؛ آنچه باقی مانده، پوستهای سخت اما شکننده است. وظیفهی ما به عنوان انقلابیون، وارد کردن آن ضربهی نهایی از طریق آگاهیبخشی، فرهنگ سازی و سازماندهی و «پافشاری بر حقوق دموکراتیک» است.
سوگند به خونهای ریخته شده
ما در برابر خونهای پاکی که در دیماه ۱۴۰۴ بر سنگفرش خیابانها ریخت، مسئولیم. پیروزی نهایی، نه در صندوقهای رای فریبکارانه، بلکه در تحقق جامعهای اخلاقی و سیاسی است که در آن هیچ انسانی به خاطر اندیشه، جنسیست یا ملیتش به بند کشیده نشود. جمهوری اسلامی به پایان تاریخی خود رسیده است. آلترناتیوهای پوشالی وابسته نیز در حال رنگ باختن هستند. تنها نیرویی که باقی میماند، نیروی سازمانیافتهی مردم است. انقلاب ادامه دارد، چون زندگی ادامه دارد. تا رسیدن به جمهوری دموکراتیک و ایران آزاد، یک قدم عقب نخواهیم نشست.
ژن، ژیان، آزادی! پیروز باد ارادهی مردم متحد!