تحلیل سیاسی – کودار
بیش از چهل روز از قیام سراسری خلقهای ایران و شرق کردستان گذشت و مشاهدهکردیم که در روز چهلم قتل دولتی ژینا امینی، باردیگر قیام شعلهورتر شد و در شرق کردستان به اوج رسید. جادارد به پاس فداکاریهای خلقمان در سقز، مهاباد، بانه، خرمآباد، بروجرد، ایلام و دهها شهر دیگر زاگرس و مناطق مختلف ایران، از یکایک قیامکنندگان قدردانی نماییم. بیشک خون شهدای این قیام پایمال نخواهد شد و با کسب آزادی برای خلقها، کاروان قیام به سرمنزل مقصود خواهد رسید. از این پس آنچه وظیفه همگان است، تحلیل صحیح وضعیت و ارایه مطلوبترین و آزادانهترین راهکار است؛ راهکاری برای تحول ساختارین در سراسر ایران بدور از جنگ و کشتار و متکی بر اندیشه آزادی زنان.
تحلیل قیام بصورت علمی متکی بر انصاف، یک وظیفه است. تظاهرات در مناطق ایران همانند شرق کردستان گسترش نیافته و اپوزیسیون ایرانی هم به اندازه اپوزیسیون کوردی انسجام ندارد به همیندلیل مبارزان تهران درنظر دارند خود ارادهمندانه قیام را به پیشبرند و آلترناتیو سازماندهنده قوی را برسازند. در خارج هم قدرتها از هماکنون هیچ برنامهای برای پشتیبانی از جامعه ایران ندارند جز برنامهریزی برای کسب منافع خویش. نظام داخل ایران نیز بسیار متفاوت با جامعه مطالبهگر برخورد خشونتآمیز میکند. در طول ۴۳ سال حاکمیت رژیم دهها قیام شکلگرفته، بنابراین اندیشیدن مجدد رژیم به سرکوب قهرآمیز، بیهوده و خسرانبار است.
خلقها و ملتها روی پای خود ایستاده و ارادهشان را تقویت کردهاند. بیشک به دنبال جنگ و خشونت و خونریزی نیستند. دستانشان خالی از هرگونه سلاح است و فقط به دادخواهی برای کسب آزادی و دمکراسی برخاستهاند، پس توسل نظام فاشیست به کشتار علیه آنها قابلتحمل نیست.
نظام ایران ناچار است به مطالبات آزادیخواهانه و دمکراتیک جامعه قیامکننده پاسخ دهد و به ایجاد تحول ساختارین اقدام نماید. این تنها راه جلوگیری از آسیب دیدن شدید همگان است. نمیشود هژمونیهای جهانی به جنگ و کائوس تحریک نمایند و نظام فاشیست ایران هم به کشتار و سرکوب بیرحمانه دست زند و به آنها غیرمستقیم خدمت نماید. چنین عملکرد جنونآمیزی در خاورمیانه جنگزده بسیار مخاطرهآمیز است. بنابراین نظام ایران شانس دارد که جامعه قیامکننده بدون دخالت گروههای تبهکار شبیه گروههای مسلح سوری، به خیزش و دادخواهی برخاسته. این قیام، بسیار خلقی، صلحجویانه و سلطهستیز است. نظام ایران باید از این شانس و فرصت برای تحول ریشهای استفاده نماید، اگرنه زیان جبرانناپذیری خواهد دید و تبعات آن نیز متوجه تمام جامعه ستمدیده خواهدشد. با رفتارها و ادعاهای کسی چون رئیسی، رئیسجمهور نظام حاکم فاشیست که ذهنش خالی از حافظه تاریخی است و قیام را به خزیدن در بعد تروریسم متهم مینماید، تنها اوضاع ناگوار خواهدشد. قیام و خیابان به دولتپرستی متکی نیست. دولت، سلطه برقرار میکند و خلقها را مطیع خود میسازد، ولی خودمدیریتی فرم مدیریت سیاسی خاص خود خلقها در برابر پدیده دولت است که البته خیابان به کارزار آن برخاسته.
بنابراین، فاشیسم ایران نمیتواند سناریویی که در عراق اجراکرد را در داخل کشور خود اجرایی نماید. این نظام با توسعهطلبی زیادهخواهانهاش در عراق سلطه برقرار کرده و یک دولت ضعیف و متزلزل و غیرمردمی را به سلطه رسانده و بدان دلخوش کرده است. نظام، حاضر است به نرمشقهرمانانه در مواجهه با قدرتهای جهانی آن هم در مقوله برجام، دست زند اما در برابر خلقهای داخل کشور نه، لذا نظام حاکم و جامعه، همسنخ نیستند. تغییر در ساختار سرطانی نظام، اعاده حقوق خلقها و حل مسئله کورد و تفویض خودمدیریتی به همه خلقها تنها راه برونرفت از وضعیت اسفبار کنونی است.
برای ایجاد تحول بنیادین بدست خود جامعه مدنی، لازم است دانشگاهیان به اتفاق روشنفکران و آزادیخواهان از علم خود برای اخذ تدابیر لازم استفاده نمایند. در قیام جاری، زنان و جوانان مبارز، روشنفکران و آزادیخواهان و کارگران در برابر دولتیها، سپاه پاسداران و ارتش قرارگرفتهاند ولی آنکه تیشه به ریشه زندگی آزادانه و قیام میزند، نظام فاشیست است. مطالبه شفاف با ادبیات آزادیخواهانه حق مسلم قیام کنندگان است. فلسفه شعار «ژن، ژیان، آزادی» نیز آنقدر پاک و زلال است که برای ادامه راه دشوار آزادی آنها کفایت میکند. در بطن خود، طرد هرگونه سلطه، فاشیسم، شوونیسم، جنسیتپرستی، مردسالاری و طبقاتیبودن را گنجانده است.
از این پس ضرورت دارد «هستههای اصلی مدیریت محلی» قیامکنندگان در سراسر ایران و شرق کردستان شکل گیرند تا قیام وارد فاز قویتر سازماندهی گردد و دستان خیزشگران برای طرح مطالبات شفاف در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی بازتر شود. حال که جوانان و زنان قیام را آغاز کردهاند، لازم است ضروریات، معیارها و اصول آن را بجای آورند. همه مبارزان قیام ناچارند به اتحاد خلقها و همزیستی مسالمتآمیز در آیندهای آزاد و برابر بیاندیشند تا قدرت ادامه راه را داشتهباشند. قیامکنندگان، کار را به جایی رساندهاند که دیگر نظام حاکم ناچار است از در گفتگو وارد شود اگرنه سرکوب و جنگ عاقبتِ کار خواهد شد. نه اپوزیسیون و نه مردم، راهکار جنگ را برنگزیدهاند.
کارگران، دانشگاهیان و زنان و جوانان خیابان، سه ستون بنیادین و استوار قیام هستند پس لازماست بصورت رادیکالتر و سازماندهیشدهتر وارد فاز پیشرفتهتر مبارزاتشان شوند و بعد سازماندهی و اتحاد خلقها را تقویتنمایند. با سازماندهی و سیستم مدیریتی خلقی خودبنیاد میتوانند بزرگترین کارزار را شروع نمایند. همه این ستونها بایستی در کف خیابان استراتژی، برنامه و تاکتیک مبارزاتی خویش را درهمآمیزند تا نتایج ارزشمندی کسب گردد. با تقسیم کار مبارزاتی بصورت اعتصاب در کار و اعتراض در خیابان میتوانند نیروی سیاسی و مدیریتی برای سازماندهی قوی خود کسب نمایند. تنها با این راهکار میتوانند جلوی سناریوهای دسیسهگرانه رژیم فاشیست برای سرکوب را بگیرند. با این رویه نیرومند و آزادیخواهانه میتوان ایرانی متفاوت از سوریه، عراق، لیبی و یمن برساخت و متحول ساخت. قیام جاری، انگهای تجزیهطلبی و تروریسم از جانب رژیم را برنمیتابد و تحمل سلطه مجدد فاشیسم و زنستیزی را همانند آنچه در کشورهای مذکور روی داد، ندارد.
شرق کردستان لازم است با تمام قدرت به اتحاد با خلقهای سراسر ایران بیاندیشد و خیابان برای این مهم برنامه داشته باشد. کشتارهایی که در سقز، مهاباد، سنندج، بانه، خرمآباد، کرماشان و ایلام روی داد از سوی خلق کورد به هیچوجه قابل تحمل نیست و به سرکوب نخواهد انجامید. تنوع اقشار و آحاد مختلف خلقمان در خیابان لازم و ضروری است و به جد باید از کشیدهشدن قیام بسوی خشونت عریان که خواست رژیم فاشیست است، جلوگیری بعمل آورد. از هفت تا هفتاد سال همه خلق لازم است در جای خویش وظایفشان را بجای آورند. مشارکت دمکراتیک و فعالانه همه اقشار و تودهها شرط بنیادین قیام در خیابان است. دانشگاهیان لازم است زمینه چنین مشارکتی را فراهمآورند چراکه توان آن را دارند. اگر نظام فاشیست قصد گفتگو با خیابان را نداشته باشد، لازم است در سراسر ایران، آحاد خلق با مشارکت متنوع خود، خواست تحول ساختارین را بر رژیم تحمیل نمایند. ایجاد اراده تحول و انقلاب همیشه به دست خلقها و جامعه مدنی آن ممکن میگردد بنابراین نباید آن را از فاشیسم انتظار داشته باشند. هماکنون جامعه ایران و شرق کردستان تاحد زیادی این قدرت را یافته و بخشی از راه آزادی را طی نموده. پاینده باد اتحاد و آزادی خلقها.
جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)
۶ آبان ۱۴۰۱