حل مسئله کورد امتحانی پیشاروی جهان برای پایان‌دادن به دوره‌های تخریب و نابودی است

۲۴ فروردین, ۱۴۰۱

تحلیل اوضاع سیاسی- کودار

اوضاع خاورمیانه روزبه‌روز به لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی وخیم‌ترمی‌گردد و جنگ و گرسنگی و فشارهای نابودگر ناشی از برخورد تنازعی و خصمانه دول با یکدیگر به حدی غیرقابل تحمل رسیده. ایران جزو کشورهایی است که در کانون توجهات جهانی بخاطر بحران‌سازی، جنگ‌افروزی و خصومت‌های سیستماتیزه قراردارد. تهران هم اوضاع داخلی کشور را به لبه پرتگاه رسانده هم با دخالت نظامی و امنیتی در کشورهای همجوار، یک بحران منطقه‌ای اقتصادی، سیاسی و نظامی خلق نموده که ممکن است آتش جنگ را شعله‌ورتر سازد. سناریوهای بازی‌های امنیتی و نظامی ایران به نقطه‌ای رسیده که هر آن احتمال کشیدن میدان جنگ به داخل آن کشور را دارد. این درحالی است که گرسنگی، بیکاری، تورم، فساد افسارگسیخته، ستم‌های سیستماتیزه علیه ملیت‌ها و خلق‌ها بویژه خلق کورد مهارناپذیر گشته. بنابراین هیچ آینده روشن و سعادتمندی در انتظار ایران مشاهده نمی‌شود.

رژیم ایران قبل از فرارسیدن نوروز، موجی از بازداشت‌های گسترده علیه فعالان و آزادیخواهان در شرق کوردستان را آغاز کرد که بدنبال شکست سناریوی کنترل مراسم‌های نوروزی و مصادره آن، یک موج گسترده‌تر از بازداشت شرکت‌کنندگان در مراسم‌های نوروزی را آغاز نموده و سرکوبگری علیه اعتراضات دموکراتیک اجتماعی را به درجه‌ای خطرناک رسانده. این بازداشت‌ها و تحمیل احکام سنگین حبس، نوعی راهبرد رژیم برای استمرار فشار علیه نارضایتی‌های اجتماعی خلق‌ها است تا از شعله‌ورترشدن آتش خشم توده‌ها جلوگیری نماید. نوروز ۱۴۰۱ در هرچهاربخش کوردستان رفراندومی بود برای تعیین سمت‌وسوی مبارزات یک سال پیش‌روی خلق‌کورد. از وقتی که دولت رئیسی به‌مثابه منشی خامنه‌ای برسرکار آمده، روند بازداشت‌ها، زندانی‌کردن و شکنجه فعالان سیاسی و مدنی در شرق کوردستان بعنوان جزوی از برنامه از پیش‌طرحریزی شده، پیش‌رفته اما نوروز شرق کوردستان اثبات کرد که اینگونه رفتارهای خشونت‌بار و سرکوبگری‌های بی‌رحمانه قادر به مهار و منع مطلق اعتراضات خلق کورد نخواهد شد. بنابراین ممکن است موج بازداشت‌ها و زندانی‌کردن‌ها کماکان و در اوج ستمگری مزورانه ادامه یابد، زیرا اقشار و توده‌های خلقی حاضر به ترک مبارزه و عقب‌نشینی از مطالبات خویش نیستند.

کارنامه دولت ناکارآمد رئیسی سیاه‌تر از همه دولت‌های سابق است و نه تنها همه ادعاهای آنها برای گذار از اوضاع فوق‌بحرانی در ایران شکست‌خورده، بلکه اوضاع بسوی درگیری‌های مرگبارتر اجتماعی و امنیتی هم در بعد داخلی و هم افزایش تنش‌ها و تنازعات در بعد خارجی کشیده شده است. علی‌رغم تداوم سناریوی مماشات با هژمونی جهانی در وین در چارچوب احیای برجام، اما خطر وقوع یک جنگ گسترده‌تر اقتصادی و نظامی علیه ایران کماکان تهران را تهدید می‌نماید. در وضعیتی که جنگ موضوع بنیادین در سطح جهانی و خاورمیانه‌ای است، مقوله احیای برجام تنها یک بازی بی‌‌معنی به نظر می‌رسد. از هم‌اکنون مشخص است که انتفاع خلق‌های ایران از برنامه برجام غیرممکن است و حتی احتمال درگیرساختن طولانی‌مدت ملیت‌ها به یک دوره سخت اقتصادی و اجتماعی مملو از گرسنگی، فشار و سرکوب را افزایش داده. درصورت اقدام نظام ایران برای تغییر ساختارین دموکراتیک و اعاده حقوق ملیت‌ها و خلق‌ها، دیگر نیازی به مقولات ساختگی چون برجام نخواهد بود. بدلیل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بسیار گسترده در ایران، سناریوی ساختگی احیای برجام نمی‌تواند راهبردی علمی و حقیقی تلقی شود. از هم‌اکنون شکاف میان اصولگرایان و دولت شکست‌خورده رئیسی عمیق‌تر شده و دود اختلافات میان مجلس و دولت به چشم خلق‌های ایران و شرق کوردستان می‌رود. انتظار می‌رود که در یک سال پیش‌رو، شکاف میان نظام سلطه ایران با جامعه مدنی معترض عمیق‌تر گردد زیرا در چشم‌انداز نظام و دولت کنونی گشایشی دموکراتیک مشاهده نمی‌گردد.

اگرچه سعی می‌شود که بزرگترین مسئله در ایران موضوعاتی از قبیل برجام و تحریم جلوه داده شود و گفتمان دخالت سیستماتیک ایران در امور داخلی کشورهای سوریه، عراق، یمن و لبنان عنوان می‌گردد، اما کماکان مسئله ملیت‌ها و خلق‌های داخل کشور بر سایر مسایل حاد سایه افکنده و مهم‌ترین مقوله سنجش برای آغاز و یا عدم‌آغاز مرحله گشایش دموکراتیک محسوب می‌گردد. وقتی سیاست نسل‌کشی فرهنگی، آسمیلاسیون و انکار به انحاء مختلف در شرق کوردستان تداوم دارد، انتظار حل مسایل و مشکلات سراسر کشور تنها یک ادعای پوچ خواهد بود. نگاه فوق‌امنیتی تهران به شرق کوردستان و ملیتاریزه‌کردن شهرها موجب گشته که نوعی تنش فزاینده تصاعدی به میان بیاید. در اولویت برنامه کُردستیزی ایران، پاکسازی اپوزیسیون کُردی قراردارد ولی تاکنون نتوانسته موفقیتی خارج از تبلیغات روزمره حاصل نماید. بنابراین موج گسترده بازداشت‌ها بخاطر برخورد رژیم از موضع قدرت و زور علیه هسته‌های شهری اپوزیسیون کُردی است.

در روزهای اخیر انتشار مکرر اخباری مبنی بر نابودی محیط‌زیست و اعتراض ایران به ترکیه بخاطر سدسازی‌های ظالمانه، موجب شده که مبارزات چندین‌دهه‌ای جنبش آزادیخواهی آپویی علیه سیاست سدسازی نظامی ـ امنیتی، بیشتر در خاطره‌ها زنده شود. به دلیل اینکه سدسازی در خاورمیانه در درجه نخست، جنبه‌ای نظامی و امنیتی بعنوان یک حربه جنگی دارد، ممکن است با وخیم‌ترشدن روند تخریب محیط‌زیست و تهدید منابع قدرت‌زای دولت‌ها، جنگ گریزناپذیر شود. بخش اساسی سدسازی‌های ایران و ترکیه برای ایجاد فشار بر کشورهای همجوار و نابودی دموگرافی کردستان است. به همین دلیل وضعیت اسفبار محیط‌زیستی کنونی تازه شروع مراحل جهنم‌آسا خواهدبود. پروژه‌های سدسازی ایران و ترکیه بخشی از جنگ دهها‌سال گذشته علیه خلق کورد است به همین خاطر تداوم آن عواقب تخریب‌گرانه علیه همه خلق‌ها را دربردارد.

جنگ‌افروزی ترکیه علیه روژاوا و جنوب کوردستان به دلیل نیاز اردوغان به جنگ مداوم جهت سرکوب نارضایتی‌های داخلی، حداقل تا آغاز دوره انتخابات سال آینده آن کشور ادامه خواهد داشت و به دلیل سرسپردگی حزب پ.د.ک با مرکزیت هولیر، ممکن است یک فاز خانمان‌سوزتر از جنگ را به میان آورد. در مرحله کنونی هم مسئله کورد در چهاربخش کوردستان و هم موضوع آزادی رهبر آپو به یک واقعیت خاورمیانه‌ای مبدل شده‌اند و خواناخواه همه کشورهای اشغالگر هر چهاربخش کوردستان را درگیر خود ساخته است، پس نمی‌توانند نسبت به آن بی‌توجه باشند. هرچند جنگ اوکراین بر جنگ‌های پراکنده در شمال، روژاوا و جنوب کردستان سایه افکنده، اما آنکه در خاورمیانه در امر تعیین‌ آینده‌ای گشایش‌گر نقش خواهدداشت، مبارزات خلق کورد است. دو مقوله حیاتی «بحران‌های محیط‌زیستی» و «خلق‌های تحت‌ستم» در کنار «مسئله آزادی زنان» سه‌گانه بنیادین خاورمیانه را تشکیل داده‌اند و بیش از سایر کشورها ایران و ترکیه بخاطر ناتوانی و بی‌رغبتی برای اقدام دموکراتیک در آن سه موضوع، گرفتار جنگ و بحران مستمر شده‌اند. در ماه‌های پیش‌رو، حملات ارتش‌های کشورهای اشغالگر چهاربخش کوردستان موضوعات اصلی را تشکیل می‌دهند که بیش از همه، حملات ارتش ترکیه به نیروی گریلا و موج سرکوب‌های بی‌رحمانه داخلی در ایران، می‌تواند موجب تشدید منازعات با توده‌های آزادیخواه و دموکراسی‌طلب خلق کورد گردد.

مواضع منفعت‌طلبانه و قدرت‌محور افسارگسیخته هژمونی جهانی در خاورمیانه بخاطر تداوم جنگ در اوکراین و کردستان، اوضاع جهانی را با افزایش نرخ گرسنگی، سقوط‌های مکرر اقتصادی و مالی و تخریب دهشتناک محیط‌زیست، بسوی پرتگاه سوق می‌دهد. بحث‌های مکرر درخصوص کاربرد سلاح‌های بیولوژیکی و هسته‌ای به نوعی وحشت در دل همه جوامع انداخته و این یک وضعیت اسفبار نوین جهانی تلقی می‌گردد. در ذات هر دولتی بعنوان منبع سلطه  بر ثروت و قدرت، استفاده از آن سلاح‌های خطرناک از پیش تعیین‌شده تلقی می‌گردد. نظام سرمایه‌داری و دولت‌هایش پیشتر امتحان آن را نیز پس‌داده‌اند. بنابراین بدون مبارزات خلق‌های جهان، پیشگیری از به‌میان آمدن یک دوره جنگ بیولوژیکی و هسته‌ای، قطعا ناممکن خواهد بود. مهار ایران، روسیه و چین برای آمریکا و همپیمانان اروپایی او همه موضوعات کلان دیپلماتیک حتی مذاکرات وین را تحت‌الشعاع قرارداده. اولویت دادن اروپا به بازسازی ارتش‌های جنگ و افزایش سرسام‌آور بودجه‌های نظامی درحالی که جنگ اوکراین فاجعه گرسنگی و بیکاری را به حد وضعیت قرمز رسانده، آینده‌ای روشن را برای خلق‌های جهان رقم نمی‌زند. همچنین تنش‌های کشورهای عربی هم‌پیمان اسرائیل با ایران یک فاز دیگر از دوره پیشاجنگی آن دولت‌ها علیه یکدیگر است. در درجه نخست اهمیت، مذاکرات صلح و مماشات‌های دول از قبیل مذاکرات وین نه، بلکه بلوک‌بندی‌های ارتش‌های کشورها برای رویارویی احتمالی در آینده اهمیت بسزا یافته است. این وضعیت، موقعیتی خوب برای آینده خلق‌های منطقه و جهان نیست. جنگ اوکراین و کردستان یک دوره فروپاشی و تخریب نظم کائوتیک جهانی و منطقه‌ای را به میان آورده که درصورت فقدان اقدامات دموکراتیک و صلح‌جویانه قدرت‌ها، دوره‌ای به مراتب بدتر از جنگ جهانی دوم در انتظار ملت‌ها خواهد بود. بخاطر حاکمیت ظالمانه نظام سرمایه‌داری در سراسر جهان که دولت‌های همه کشورها آن را بصورت نیابتی استمرارمی‌بخشند، وعده شکل‌گیری یک نظم نوین جهانی بهتر و بدور از هرگونه تبعیض و ستم، هیچ تضمینی ندارد. بنابراین در صورت تداوم نظام سرمایه‌داری جهانی کنونی، تنها همان نظم جهانی پیشین منتها در قالب بلوک‌بندی‌ای جدید تداوم‌خواهدیافت و بدون گرایش به تمدن دموکراتیک و مدرنیته دموکراتیک که بر پایه فرم کنفدرالیسم و خودمدیریتی دموکراتیک خلق‌ها استوار است، یک نظم نوین آزادی‌محور و برابر جهانی به میان نخواهد آمد.

در موقعیتی که خاورمیانه برای اوضاع کنونی جهانی کانونیت یافته، بی‌شک مسئله کورد و احقاق حقوق دموکراتیک خلقمان بعلاوه سپردن مدیریت‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به خود جوامع منطقه خارج از سلطه دولت‌ها که دشمنان درجه یک جوامع هستند، می‌تواند موجب حل مسایل کائوتیک قاره‌های دیگر جهان حتی اروپا هم بشود. در سال‌های پیش‌رو، نوع برخورد قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در قبال خلق کورد و مسئله کورد، سمت‌وسوی کلی تغییر و تحولات سیاسی، اقتصادی و نظامی را تا حد زیادی روشن خواهد ساخت. کلید اساسی حل مشکلات خاورمیانه، خلق کورد و جنبش آزادیخواهی آپویی است که این جایگاه را تاریخ به خلقمان و جنبش بخشیده و هیچ قدرتی گریز از رویارویی با آن را ندارد. حل مسئله کورد امتحانی پیشاروی جهان برای پایان دادن به دوره‌های تخریب و نابودی است و آزادی رهبر آپو و خلق‌کورد تعیین کننده صلح و آزادی و یا جنگ هستند.

جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)

۱۳-۰۴-۲۰۲۲

مرتبط با این پست
پربیننندەترین‌های اخیر
آخرین‌ها بەروزرسانی‌ها

کودار (جامعــه ی دموکراتیــک و آزاد شرق كوردســتان)، نظامی کنفدرال اجتماعی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملت‌ها به دست خودشان اســت. دموکراسی، آزادی زن و زندگی محیط‌زیست‌گرا را مبنا قرار می‌دهد. نظامی غیردولتی بوده و سازمان‌دهی اجتماعی‌سیاسی، فرهنگی و دموکراتیک جوامع را مبنا قرار می‌دهد.