شورش زانا
منبع: روزنامه خیزش دموکراتیک
دانلود فایل پیدیاف «خیزش دموکراتیک»
هر حزب، سازمان و جنبشی تنها در صورت به ارمغان آوردن یک گفتمان نوین مطابق نیازهای مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیک و فرهنگی میتواند از همه نیروهای موجود که دایره رقابت را تشدید کردهاند، پیشی بگیرد. در همه دورههای تاریخی هم وقتی انقلابات نوین رخدادهاند که یک ایدئولوژی «نوین» به میان آمده ولی اگر این ایدئولوژی برخوردار از «صحیحترین» شیوههای ممکن گشته، توانسته در تطور فرهنگ و اندیشه بشر در حیات اجتماعی وی رشد و بالندگی ایجاد کند. انقلاب ۵۷ ایران از جوانب نوین ایدئولوژیک دینی و اجتماعی بطور نسبی برخوردار بود، اما ایدئولوژی دینی دارای مسایل عدیده با چیرگی بر جنبه اجتماعی و خلقی قیام از حیث قدرتمندی که همانا نوعی مصادره آشکار بود، از جنبه صحیحبودن برخوردار نیست و حتی موجودیت دین را نیز به خطر انداخته است. یک تأثیرگذاری دورهای کوتاهمدت بود که به یکباره با مصادره مدیریت اجتماعی و قبضه قدرت، اثرات معکوس آن تا به امروز ادامه دارد. در کنار گفتمان حاکمیت ولایی ایران در داخل و گفتمانهای اپوزیسیون ایران و شرق کوردستان هم وجود داشتهاند و با توسل به گرایشات لیبرالی مقلد از غرب و چپگرایی کلاسیک هنوز گشایشی انقلابی و قیاممحور در ایران رخ نداده. در این میان، پژاک با «گفتمان نوین و صحیح» خویش بر بنیان پارادایم «جامعه دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن»، «سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک» و «هدف غایی ملت دموکراتیک» را در «فرم سیاسی خودمدیریتی دموکراتیک» به ارمغان آورده که از هر حیث دارای تفاوتمندیها و تمایزات بسیار زیاد نسبت به سایر گفتمانهای ایرانی و اپوزیسیونی میباشد.
این گفتمان نوین پژاک مبتنی بر «ملیگرایی، دولتـ ملتگرایی، جنسیتگرایی، تجزیهطلبی، دینستیزی، تحمیل ایدئولوژی قاطع، و اشکال و فرمهای مدیریتی و ساختاری یونیتر و فدرالی» نیست. همچنین اگرچه به زبان، ناسیونالیته، دین خلقی، فرهنگ، تاریخ، پرچم و ملیت اهمیت میدهد، اما هیچکدام را معیار و شرط عملی شکلگیری سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک و تحقق ملت دموکراتیک قرار نمیدهد. لذا از حیث مجموع معیارهایش در این زمینهها با نظریات ایدئولوژیک و سیاسی تمامی اپوزیسیون موجود در سطح کردستان، ایران، منطقه و جهان تفاوت چشمگیر دارد. یکی از جنبههای قوی کلیت گفتمان پژاک در تقابل با سایر گفتمانهای ایرانی و کوردستانی، طرح آن در محافل جهانی بصورت پرطرفدارترین گفتمان مقبول آزادیخواهان و دموکراسیطلبان مخالف نظام سرمایهداری است. انقلاب روژاوای کوردستان عملا تأثیرات عمیق بینالمللی آن گفتمان را به اثبات رسانده. خواهناخواه بسیاری از گفتمانهای ایرانی و کوردستانی، گفتمان پژاک را حتی در منفعلترین حالت سازماندهی عملی آن، در مقابل خود میبینند. هرگاه انفعال پژاک مشابه زمان جنگ قندیل به اوج میرسد، بسیاری از صاحبان گفتمانهای رقیب احساس خطر میکنند زیرا مطلوبنظر رقابتشان، کسب قدرت و پایگاه سیاسی دولتی است نه حصول آزادی اجتماعی.
گفتمانهای دیگر به دلیل تفاوت در معیارهایی نظیر پذیرش دولت، ملیگرایی، لیبرالیسم و چپگرایی کلاسیک، شدیدا به نقش «چریک و انقلاب حزبی» اولویت میدهند و «مشارکت اجتماعی دموکراتیک» را در طول آن پراکسیس خود میبینند. پژاک اما نقش «گریلا و انقلاب حزبی» را در درجه پس از «مشارکت اجتماعی دموکراتیک خلق» قرار میدهد و هر دو پدیده را همعرض میسازد. بنابراین در «جنگ انقلابی خلق» که جنبه رادیکال پارادایم عملی در همه ابعاد سیاسی و نظامی است، بازهم «مشارکت دموکراتیک خلق» را در اولویت یک قیام آن هم قیام سوسیالیستی قرارمیدهد.
مقوله قابلبررسی دیگر، در مقام مقایسه، نوین و صحیحبودن «متدیک، علمی و اخلاقی و سیاسی» سیستمهای «یونیتر دولتـ ملت»، «فدرالیسم» و «کنفدرالیسم دموکراتیک» است که سیستمهای «یونیتر دولتـ ملت» و «فدرالیسم» مبتنی بر «دولتگرایی و یا مقولاتی چون ملیگرایی، لیبرالیسم و جنسیتگرایی» در عین «طبقاتیبودن فرم جامعه» هستند ولی «کنفدرالیسم دموکراتیک» صرفا ملت دموکراتیک را در فراسوی تمامی متدها و رهیافتها و فرمهای هر دو مورد دیگر میپذیرد. با توجه به کثیرالمللبودن ایران و شرق کوردستان و تداخل جمعیتها و دموگرافیها ضمن تنشزایی جنگافروزانه میهن، خاک و سرزمین، به ایدئولوژی و پارادایم نوین خارج از سیستمهای «یونیتر دولتـ ملتگرا» و «فدرالیستی» نیاز است تا تضادها، تنشها و تنازعات صدها ساله نظام سرمایهداری علیه جوامع و ملیتها را که بسیار مورد آزمایش هم قرارگرفتند اما حل نشدند، حل نماید. هردو سیستم نخست به دلیل دولتگرا و طبقاتیبودن در بستر شهر تمدنی سرطانزای موجود با همان سامان بحرانی، از نظر صحیحترین و نوینترین رهیافت ایدئولوژیک و پارادایمی، مردود هستند زیرا نمیتوانند اختلافات و خصومتها میان ملتها بر سر خاک و میهن را چارهیابی کنند.همین اختلافات و خصومتها که ۴۰۰ سال از نظام سرمایهداری با مذاهب راستگرای لیبرالی و چپگرای شبهسوسیالیست کلاسیک و ریوزیونیست (تجدیدنظرپذیر) منبعث گشته، رهبر آپو را به اندیشه آزمایش یک راه نوین خارج از همه آنها بیافتد که ساختار ملت دموکراتیک فارغ از هر معیار پرستشی و تقدسگرایی بیبنیان و فرم کلیشهای کسالتآور یونیتری و فدرالی را به جوامع هدیه دهد که بر بنیان «دموکراسی رادیکال و عملی» قراردارد و اسیر مقولات تحمیلی «ایدئولوژی» نیست. پارادایم را برای برساخت ملت دموکراتیک جهت رفع خصومت میان خلقهای آذری ـ کورد، آذری ـ فارس، کورد ـ فارس و غیره تنظیم نموده که فرم و مدل مشابه آن را در سطح جهان با وجود داعیههای بیشمار و تبلیغات گسترده، نمیتوان یافت.
به هر تقدیر، نوین و صحیحبودن کلیت گفتمان پژاک یا گفتمان آپویی، شبیه نوینوصحیحبودن گفتمان دوران ظهور رنسانس در قرن پانزدهم میلادی در اروپا است که آن رنسانس تمدن اروپایی علممحور با نقایص فاحش «پوزیتیویسم، ملیگرایی، دولتگرایی، جنسیتپرستی، طبقاتی و ضداکولوژیک» همراه بود اما گفتمان آپویی بری از همه آن مسائل معضلساز است. گفتمان پژاک با این خصایص خویش شبیه گفتمان دوران رنسانس قرن پانزدهم اما با تفاوتها و رشدهای بنیادین و روزآمد خویش، موجب برتری علمی و عملی از منظر سیاست، اقتصاد، ایدئولوژی و فرهنگ با سایر گفتمانها شدهاست. گفتمان پژاک در کل ادوار تاریخی بشریت موجودیت و استمرار متوالی داشته و جبهه مبارزه علیه محورهای شر را تشکیل داده و امروز بصورت روزآمد و مطابق با روح زمانه، ظهوری احیاگرانه دارد. فلذا مدل کنفدرالیسمی که پژاک مطالبه مینماید، از هر حیث ایدئولوژیک و پارادایمی، تفاوت ساختاری دارد خود خود دولتـ ملت مرکزگرا و فدرالیسم نیمهمرکزگرای دولتمحور را بزرگترین مانع برخورداری جوامع از سیستمهای مطلوب میداند که همه جنگها، تفرقهها، خصومتهای ملل و جوامع و دول و اپوزیسیون با یکدیگر برخاسته از همان خصلتهای اشتباهآمیز آن دو سیستم و نظام میداند. این است که نظام حاکم موجود و همه رهیافتهای اشتباهآمیز، وجود پژاک و گفتمانش را بهمثابه شمشیر دموکلس بر بالای سر خویش مداوما حس میکنند. ظهور پژاک تا این حد برای ایران و شرق کوردستان حایز اهمیت و شانسی بزرگ برای همگان تلقیمیگردد.۴ آوریل سالروز تأسیس پژاک، تکوین و شیرازهبندی اسکلت جنبش رنسانس عصر در ایران و شرق کوردستان است.