رامتین صبا

اگر از جنبه سیاسی ـ امنیتی به تفسیر موضوع بپردازیم، پی می‌بریم که چگونه معضلی به نام کولبری سیاسی جای کولبری عادی را گرفت. مسئله برمی‌گردد به سالها پیش که جنبش آزادیخواهی کوردها سربرآورد. بدون‌شک پس از انقلاب ایران، برخورد رژیم چنان بود که هرگاه قیام کوردها نضج گرفته، کولبرها ساده‌ترین قربانی انتخابی برای جنگ بوده‌اند. این موضوع، سوای از جنبه اقتصادی آن می‌باشد. به این دلیل می‌گوییم خود رژیم آن معضل را به وجود آورده چون انگ‌های سیاسی به آن پدیده می‌چسباند. طی چند دهه اخیر هیچگاه کولبری به اندازه 12 سال گذشته حاد نشده است. زیرا فقر اقتصادی و محرومیت مناطق شرق کوردستان همچنان ادامه داشت و کولبری امری تازه نیست، اما وقتی حزب حیات آزاد کوردستان شکل گرفت و مبارزات انقلابی خود را آغاز کرد، مسئله مرزهای با عراق ـ جنوب کوردستان اهمیت نظامی یافت. تا آن موقع، آمد و شد نه تنها کولبران، بلکه قاچاقچیان هم عادی بود. با شکل‌گیری جنبش کوردها که پیشتر هم وجود داشت، ولی در قالب پژاک پا به مرحله‌ای نوین گذاشته بود، قشر کولبرها که کالای عادی را برای کسب لقمه نانی خرید و فروش می‌کردند از سوی رژیم قاچاقچی عنوان شدند. این انگ برای این بود که رژیم بهانه‌ای بیابد تا جهت حفاظت از موجودیت نظامیش در شهرها، مناطق مرزی را امنیتی کند و دیواری مرزی علیه فعالیت سیاسی کوردها تشکیل دهد. به همین دلیل بر کولبرها برچسب سیاسی زد، اما آن را اقتصادی اعلام می‌کرد. غیر از کولبرهای بی‌دفاع، قشر دیگری در شهرها و مرزها وجود نداشتند که رژیم از آنها بعنوان بهانه سرکوب و ملیتاریزه‌کردن علیه ملت کورد و پژاک استفاده کند. لذا در رسانه‌های خود به بمباران روزانه اذهان عمومی جهت مشروعیت بخشیدن به کشتار روزانه کولبرها پرداخت و هزار و یک دلیل اقتصادی اما در پشت پرده، سیاسی، برای موضوع کولبری تراشید. اگر خوب دقت کنیم، ساختن پایگاه‌های متعدد نظامی در مرزهای جنوب کوردستان و ترکیه از سال 2004 که پژاک تأسیس شد، آغاز گردید. حتی می‌توان گفت که در سال 2003 که رژیم دیکتاتوری صدام سقوط کرد، ایران به چنین اقدامی دست نزد و صرفا به حدی معین از آماده‌باشی نظامی نیروهای هنگ مرزی اکتفا کرد.

این سالها، سالهایی بود که فشارهای دول غربی و عربی علیه ایران افزایش یافته بود و می‌رفت که تحریم‌های اقتصادی بخاطر مسئله هسته‌ای، نضج گیرد. این فشارها بر فشارهای فاشیستی تهران علیه مناطق شرق کوردستان مضاعف گردید و قشر بیکار هم افزایش یافتند. تا وقتی که پژاک تأسیس نشده بود، آمد و شد کولبران در مرزها تقریبا امری عادی بود و جنبه سیاسی نداشت، اگرچه عمقا داشت. با ظهور پژاک، رژیم مجبور بود تمهیداتی نظامی برای جلوگیری از موج آزادیخواهی شهرها و خروش مبارزاتی گریلاها در مرزها، اتخاذ کند. لذا برای او چه انتخابی بهتر از خیل بیکاران کولبر شده بعنوان قربانی وجود داشت. پس تا آن هنگام که مسئله اقتصادی و خودکفایی اقتصادی را فراموش کرده بود، به یکباره آن را مطرح ساخت و قشر کولبران را قاچاقچی و دشمن اقتصاد داخلی اعلام کرد تا بهانه قانونی برای کشتار بدست آورد. این درحالی بود که کولبرهای مرزی همانند تجار و بازاریان شهری نبودند که اصناف و سازمانی مدنی ـ حقوقی برای پشتیبانی داشته باشند، لذا رژیم می‌دانست که دستش برای کشتار تدریجی آنها باز است. از سوی دیگر، پشتیبانی بین‌المللی از کولبرها وجود نداشت و هنوز هم وجود ندارد. کماکان حوزه بین‌المللی در راستای منافع سیاسی خود که بیشتر در قالب بحران هسته‌ای ایران مطرح می‌گردد، حقوق بشر را هیچگاه مطرح نکرده است. لذا بی‌دفاع‌ترین قشر، کولبرهای کورد هستند. چرا کولبری در مرزهای دیگر ایران سیاسی نشده است؟ چون تنها در مرزهای شرق است که جنبشی به نام پژاک و کودار عملا مبارزه می‌کنند و تنها پشتبیان و مدافع کولبران می‌باشند. پژاک برای این تأسیس شد چون مسئله‌ای به نام مسئله کورد وجود دارد و مسایل محرومیت مناطق کوردی، بیکاری و کولبری در چارچوب آن مسئله بزرگ جای می‌گیرند. لذا پژاک علیه معضلی مبارزه می‌کند که رژیم بانی اصلی آن است. به همین دیل تاوقتی که جوانب سیاسی کولبری در ارتباط با مسئله کورد حل نشود، جنبه اقتصادی و فراتر از آن جنبه برخورد سیاسی ـ امنیتی علیه کولبرها هم حل نخواهد شد. این است که کشتار کولبرها امری بی‌اهمیت و ساده نیست که از کنار آن بگذریم. کشتار کولبرها در مرزهای ترکیه علیه کولبران شمال و روژاوای کوردستان هم در سالهای اخیر افزایش یافته که دو نمونه بارز آن، کشتار دسته‌جمعی 34 کولبر کورد اهل روستای روبوسکی در مرز قلابان شمال کوردستان و کشتار کوردها و کولبران مرزهای کوبانی، جزیر و عفرین روژاوای کوردستان توسط نظامیان ترکیه است. هرجا مسئله کورد مطرح می‌شود، کولبرها قربانی انتخابی هنگ‌های مرزی ترکیه و ایران می‌شوند.

در سالهای اخیر در شهرستان مرزی مریوان هم چندین بار خلق کورد به تجمعات اعتراضی برضد نیروهای هنگ مرزی رژیم به دلیل کشتار چندین کولبر دست زده بودند. از مرزهای ماکو گرفته تا مرزهای ثلاث و باوه‌جانی رژیم ایران به کشتار دست می‌زند و هدفش زهرچشم گرفتن از کوردها برای سرکوب مبارزات و خیزش انقلابی‌شان برای حل مسئله کورد است. بحث بر سر کشتار سیاسی است نه ممانعت از فعالیت اقتصادی کولبران. همانطور که آشکار است، از اول انقلاب ایران و حاکمیت رژیم، مسئله سرمایه‌گذاری اقتصادی و اشتغال‌زایی در شرق کوردستان امنیتی بوده و هست. برای این کشتارها و سرکوبها نیز ایران و ترکیه مدام به پیمانهای متعدد سیاسی سالانه در زمینه‌های سیاسی و نظامی جنگ‌طلبانه دست زده‌اند. لذا تاوقتی که مسئله کورد سیاسی است، مسئله کولبرها هم سیاسی ـ امنیتی باقی خواهد ماند و رژیم ایران از آن بعنوان بهانه‌ای برای ملیتاریزه‌کردن و اشغال بیشتر نظامی شرق کوردستان دست خواهد زد.

پس هم بیکارکردن کوردها، هم کولبرشدن آنها برنامه سیاسی و درازمدت دولت تهران است و از همان کانون نیز کشتارها مدیریت سیاسی می‌شود. بهانه‌تراشی برای سرکوب، سنت توطئه‌گری سیاسی ایران در 4 و اندی دهه اخیر بوده است. پس افزایش بیکاری کوردها، رایج‌کردن کولبری و کشتار کولبران، سدسازی و کشتار سفید یعنی نابودی روستاها و کوچاندن روستائیان به حاشیه کلان‌شهرهای ایران، تاراج معادن سنگ و نابودی جنگل‌ها و چشمه‌های حیاتی آنها در شرق کوردستان همه در راستای اهداف سیاسی ـ جنگی انجام می‌گیرد، ولی قدر مسلم زیان‌های پرخسران آن تنها متوجه خلق کورد نیست، بلکه کل ایران را هم به خطر انداخته است. زنجیری که حلقه‌های این تبعیض‌ها، نابودیها و کشتارها است، زنجیر سلطه و انحصار سیری‌ناپذیر دستگاه قدرت تهران است. کماکان در قطب مخالف آن هم مسئله کورد جهانی شده و بیش از پیش به حل و آزادی نزدیک شده، لذا ایران دچار دستپاچگی و هاری شده است.

@page { margin: 2cm }
p { margin-bottom: 0.25cm; direction: ltr; line-height: 120%; text-align: left; orphans: 2; widows: 2 }

کولبرها هیچگاه بی‌دفاع و بدون‌پشتیبان نیستند و همانطور که رژیم آنها را بهانه سرکوب نظامی قرار داده، خلق کورد هم همانند نمونه خیزش بانه، مریوان و سنه، بهانه آزادی قرار داده است. کودار و پژاک در بیانیه‌های خود اعلان کرده‌اند که اجازه نخواهند داد رژیم ایران و نیروهای سیاسی فرصت‌طلب دیگر از آنها بعنوان ابزار سیاسی استفاده کنند و بازیچه دست خود سازند. لذا پیشنهاد و برنامه حل ریشه‌ای آن پدیده را ارایه داده و از حقوق کولبران تا آزادی دفاع می‌کنند و این نقطه عطفی در این مسئله حیاتی می‌باشد.