گشایش انتظاری بیهوده و عبث

۲۴ مرداد, ۱۳۹۶

آرگش کارزان

 

 

در طی انتخابات اخیر بارها خامنه‌ای و روحانی در سخنان خود از دور کردن سایه‌ی جنگ بر ایران سخن گفتند و هر کدام این موضوع را دستاوردی برای خود دانستند از طرفی روحانی در طول چهارسال اخیر برجام و رفع تحریم را به عنوان بزرگترین دستاورد خود معرفی مینمود اما تحریم‌های اخیر آمریکا بر علیه ایران به چه معناست و آیا روحانی و اعتدال‌گرایان توانستند با مدارا با خارج سایه‌ی تحریم‌ها را بر روی ایران کمرنگ‌تر کرده و آیا خامنه‌ای و بازوی سپاه توانسته است در جنگ نیابتی خود در خاورمیانه کائوس جنگ را برطرف نماید.؟

اینها سوالاتی هستند که به ذهن ایرانیان خطور کرده و همگان به دنبال جوابی به آن هستند، چون که جنگ و تحریم چیزهایی هستند که در ارتباط با زندگی روزانه‌ی خلق‌های ایران می‌باشند و بعد از مدت‌ها روی‌دادهای خاورمیانه سایه‌ی خود را بر روی ایران انداخته است و به نظر میرسد اییران یکی از اهداف بعدی مداخلات است.

بعد از انتخاب مجدد روحانی که انتخاب از روی اجبار حاکمیت نیز بود، انتظار ایجاد فضای باز سیاسی و گشایش در خارج میرفت. بویژه بعضی از سخنان روحانی کهدمخاطب آن خامنه‌ای و سپاه پاسداران بودند و همچنین مباحث مطرح شده در مناظرات انتخاباتی به عنوان، جسارت و آماده‌کاری روحانی و اعتدال‌گرایان برای گشایش فضای سیاسی در چهار سال اخیر تعبیر میشد. روحانی در حالی برای بار دوم رئیس جمهور شد که در فضای انتخاباتی دور اول و دور دوم، مسائلی درباره‌ی وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خلق‌های ایران را مطرح نمود که چنین مسائلی سالهاست که از سوی اپوزوسیون مطرح شده و خلق‌های ایران روزانه با آن زندگی میکنند و موضوع روز بین خلق‌های ایران میباشد، این مسائل تنها با این تفاوت که به صورت کنترل شده و تعدادی از آنها برای اولین بار از سوی حاکمیت و در سطحی محدود بیان شده بود و همچنین مطرح کردن موضوع سوریه‌ای شدن ایران و ترساندن مردم از این موضوع باعث سد تا دولت اعتدال با وجود چهارسال عملکرد نامناسب خود، برای چهار سال دیکر کلید پاستور را بر عهده بگیرد.

در حال حاظر دولت اعتدال و امید هم در داخل و هم در خارج با شکست مواجه شده است و این دولت نتوانست در داخل آشتی ملی و در خارج مدارا با کشورهای اروپایی و همسابه را ایجاد نماید.

در داخل کشور سطح اختلافات بین نیروهای مختلف حکومت به بیشترین سطح خود رسیده است.

اختلافات بر سر قدرت در ایران بین جریان اعتدال‌گرا و اصول‌گرا و در این اواخر جریان احمدی‌نژاد به سطح بلندی رسیده است. گر چه در جریان انتخابات، حاکمیت مجبور به تایید گزینه‌ی روحانی برای انتخابات شد اما با اختلافاتی که در سال‌های اخیر بین روحانی و محافظه‌کاران وجود داشت به نظر می‌رسید که روحانی در این دوره در برابر سطح فشار نیروهای محافظه‌کار در برابر خود، مقاومت بیشتری داشته باشد. اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که به تعریف و تمجید دولت سلاح‌دار( سپاه پاسداران) پرداخته و اعلان شده است که در انتخاب اعضای کابینه‌اش با خامنه‌ای مشورت نموده است و اعضای معرفی شده به مجلس نیز بیشتر از نیروهای امنیتی میباشند.

سطح فشارها بر روحانی و احمدی‌نژاد و دوروبرش نشان میدهد که حاکمیت درصدد که در چنین شرایط حساسی که ایران در آن به سر میبرد، حاکمیتی یک دست ایجاد نماید و یا لااقل تصمیم‌گیر اساسی و نهایی کشور در تمامی موضوعات اساسی نه دولت بلکه سپاه پاسداران باشد، هر چند که حضور احمدی‌نژاد در مراسم تحریف روحانی نشان داد که با وجود شاخه‌کشی احمدی‌نژاد و نزدیکانش اما حاکمیت خواهان نگه‌داشتن آنها در دایره‌ی خود است.

می‌توان گفت که عملکرد جمهوری اسلامی در ایران در یکدست‌سازی حاکمیت و خنثی کردن بخش اساسی دولت و عملکردهای داخلی و خارجی و تحرکات سپاه پاسداران به سویی است که خواست نیروهای هژموتیک جهانی بوده و بهانه برای مداخله. افزایش شکاف بین نیروهای حاظر در داخل جمهوری اسلامی، نه تنها نشان از جنگ قدرت بین نیروهای داخلی ایران را دارد بلکه نشان تلاش نیروهای هژمونی‌خواه جهانی برای تضعیف و در نتیجه تسلیمیت ایران میباشد. سخنان آمریکایی‌ها در مورد پشتیبانی از تغییر مسالمت‌آمیز داخلی، همگی نشان دهنده‌ی تلاش برای افزایش اختلافات داخلی در ایران برای تسلمیت ایران از هر لحاظی در برابر دنیای غرب و سیاست‌هایش در خاورمیانه میباشد.

به نظر میرسدکه سیاست مهار ایران در دستور کار ترامپ و غربی‌ها قرار دارد. تشکیل و تقویت جبهه‌ی عربی در برابر ایران و موضوع برجام، حقوق بشر و موضوعات موشکی و مداخلات سپاه در خاورمیانه موضوعات و بهانه‌های غرب برای مداخله هستند.

به نظر میرسد حاکمیت برای مواجه به تهدیدات خارجی به جای پیشبرد دمکراسی و حل مسائل خلق‌های ایران در حال یکدست‌سازی حاکمیت بوده و سکان اصلی دولت و حاکمیت در ایران تمام به دست نیروهای امنیتی و انتظامی افتاده است و دیگر نهادهای دولتی که قبلا نیز سفارشی بوده‌اند بیشتر از هر زمانی و به تمامی سفارشی شده‌اند.

 

علاوه بر اینکه در داخل حاکمیت با مشکلات عدیده‌ای رو‌به رو است در خارج نیز با فشار و مهار روبه‌رو است.

عراق و سوریه پس از خروج داعش از موصل و رقا، با مشکلی به نام حضور ایران برای غربیان روبه‌رو است و نیروهای هژمونیک جهانی دارند آماده‌کاری برای کم کردن حضور ایران در منطقه‌ی بعد از داعش را دارند. برای نمونه حضور مقتدا صدر در عربستان و خواستار شدن وی برای انحلال حشدالشعبی و جدا شدن حکیم از حزب مرتبط با ایران و ساخت حزب جدید و آماده‌کاری آمریکا و همپیمانانش در جنوب سوریه و در مرز اردن و احتمال به نتیجه رسیدن گفتگوهای آمریکا و روسیه در مورد سوریه و تقسیم آن در بین خود و همچنین بمباران نیروهای حشدالشعبی در مرز عراق و سوریه، همگی نشان دهنده‌ی تغییرات در آینده بر ضد ایران و حضور ایران در منطقه در سراشیبی بوده، سراشیبی که هر لحظه‌ی آن با تضعیف جبهه و هلال شیعه و در نتیجه نزدیک شدن تغییرات به مرزها و در داخل ایران روبه‌رو است. به نظر میرسد که عراق با تغییرات بوجود آمده و انتخابات آتی با مشکلات عدیده‌ای رو‌به‌رو است و زمان به ضرر ایران در حال سپری شدن است.

اما در سوریه که مرکز ثقل جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای و جهانی است به نظر میرسد که مرکز اصلی برنامه‌ریزی برای تضعیف حضور ایران میباشد. پیام وزیر امور خارجه‌ی عربستان در مورد احتمال قبول اسد و عدم قبول حضور ایران در سوریه، نشان‌دهنده‌ی این است که عربستان، اسرائیل و آمریکا به هر قیمتی با حضور پررنگ ایران در سوریه مخالف هستند و به هر قیمتی شده از ادامه‌ی حضور بیشتر ایران و کامل کردن هلال شیعی و یا به قول کسینجر ایجاد امپراطوری ایرانی پس از داعش، جلوگیری خواهند نمود. حتی اتفاقات چند ماهه گذشته و مذاکرات آستانه نشان دهنده‌ی این است که در موضوع سوریه، احتمال به توافق رسیدن روسیه و آمریکا هر چه بیشتر نمایان میشود.

به نظر میرسد ایران که خود را برای بعد از داعش آماده نموده بود نتواند به راحتی خواست‌هایش در منطقه دست بیابد، هر چند که در زمینه‌ی منطقه‌ای و حتی تا حدودی داخلی ، ایران به حمایت اروپا و روسیه دلخوش کرده است اما اینگونه به نظر میرسد که اروپای منفعت‌گرا که منافع اقتصادی زیادی در رابطه با ایران منزوی و بحرانی دارد نیز نخواهد توانست تا آخر در برابر آمریکا مقاومت نماید، چون منافع اروپای تشنه‌ی سود با آمریکا بیشتر از ایران است. موضوع واکنش‌های کشورهای اروپایی منجمله فرانسه، انگلیس و آلمان به همراه آمریکت به پرتاب موشک ماهواره‌برد سیمرغ نشان میدهد که ایران به مانند قبل نخواهد توانست از طریق منافع اقتصادی سرمایه‌گذاری در ایران، صفوف آمریکااروپا را به راحتی بشکند.

به نظر میرسد که با نزدیک شدن منطقه به دوران پسا داعش بیش از هر زمان دیگری، سیاست‌های منطقه‌ای بر روی ایران تمرکز نموده و رؤیای ایجاد امپراطوری شیعه تا مدیترانه و لبنان به واقعیت نخواهد پیوست و یا بهتر بگویم نخواهند گذاشت که به واقعیت بپیوندد.

از طرفی در داخل نیز همانونه که در بالا اشاره نمودیم جنگ قدرت بین حاکمیت و دولت و جناح‌های مختلف و افزایش شکاف بین آنها و عدم توان روحانی برای عملی کردن حتی تعداد محدودی از وعده‌های انتخاباتی‌اش، بحران مشروعیت حاکمیت و دولت را بیش از هر زمان دیگری آشکار نموده و اخرین فرصت خلق به دولت روحانی نیز در حال سپری شدن است.

همان گونه که بارها اعلان نموده‌ایم نه سیاست‌های منطقه‌ایِ مداخله‌جویانه و ویرانگر ایران در منطقه خواهد توانست از مداخله در ایران جلوگیری نماید و نه در داخل سیاست فریب و وعده و سرکوب با هم خواهد توانست خلق‌های ایران را خواست‌ آزادی و دمکراسی دور نماید. به نظر ما در این زمان محدود بیش از هر زمان دیگری لازم است که حاکمیت در سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای خود تجدید نظر نماید در غیر اینصورت چنین سیاست‌هایی ایران را به سمت جنگی ویرانگر سوق خواهد داد.

بویژه در داخل حاکمیت باید اراده‌ی تغییرات دمکراتیک را از خود نشان داده و بویژه موضوع خلق‌های ساکن ایران باید مرکز تغییرات دمکراتیک باشند. خلق‌های ایران نیز که اصلی‌ترین ضررکنندگان سیاست‌های داخلی و خارجی ایران میباشند باید بیش از هر زمان دیگری مبارزات خود را وسیع نموده و با سازماندهی و افزایش اعتراضات خود به حاکمیت، آن را مجبور به عقب‌نشینی از سیاست‌هایش نمایند.

منطقه که در حال طراحی دوباره از سوی نیروهای جهانی میباشد به مانند بشکه‌ای از مواد منفجره در حال انفجار میباشد و تنها سپر دفاعی برای در امان ماندن از این انفجار مهیب استفاده از سپر دمکراسی میباشد. خاورمیانه‌ی در آتش فقط با دمکراسی خواهد توانست به جنگ پایان داده و از زیر خاکسترهای این جنگ ویرانگر جوانه‌های بهاری را برویاند. خاورمیانه بیش از هر جای دیگر جهان تشنه‌ی دمکراسی است. قابل پیش‌بینی است پیشرفت خاورمیانه به پیشبرد دمکراسی در ایران، بستگی دارد.

 

 

@page { margin: 0.79in }
p { margin-bottom: 0.1in; direction: ltr; line-height: 120%; text-align: left; orphans: 2; widows: 2 }

 

مرتبط با این پست
پربیننندەترین‌های اخیر
آخرین‌ها بەروزرسانی‌ها

کودار (جامعــه ی دموکراتیــک و آزاد شرق كوردســتان)، نظامی کنفدرال اجتماعی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملت‌ها به دست خودشان اســت. دموکراسی، آزادی زن و زندگی محیط‌زیست‌گرا را مبنا قرار می‌دهد. نظامی غیردولتی بوده و سازمان‌دهی اجتماعی‌سیاسی، فرهنگی و دموکراتیک جوامع را مبنا قرار می‌دهد.