ایران دمکراتیک مستلزم سیاست‌های استراتژیکی دمکراتیک کردهاست

۲۱ مرداد, ۱۳۹۶

 

لازم است خلق کرد استراتژی دمکراتیک را مبنا قرار داده و با توسل به دمکراسی رادیکال، پروسه دمکراتیک "شدن" منطقه را توسعه دهد

امروزه ما در خاورمیانه شاهد تشدید جنگها و اختلافات توسط دولتها‌ی واپسگرا‌ی منطقه‌ای و جریانــات افراطی تندرو و فاشیسـی هستیم که  ایـن منطقـه را بــه مرکز جنــگ جهانــی ســوم مبــدل کرده‌اند.

 

پیشتر مرکز این جنگ کشور‌های عربی بودند، اما وقایع روژآوا و جنوب کردستان این حقیقت را واضح‌تر می‌نماید که این جنگ با مرکزیت خاورمیانه در جریان است. علل آن هم بسیار مشخص است. کردستان از لحاظ ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک به نحوی‌ست که هر نیرویی بر این منطقه تسلط داشته باشد، می‌تواند در خاورمیانه پیروزی حاصل کند و جایگاه خویش را مستحکم‌تر نماید. به همین دلیل به صراحت می‌توان اذعان داشت که جنگ کوردستان، سرنوشت تمامی دول و قدرت‌طلبان منطقه و سرنوشت تمامی استعمارگران حتی تمامی خلق‌های منطقه به ویژه خلق کورد را مشخص می‌کند. بنابراین تغییر و تحولات منطقه می‌تواند تاثیرگذار باشد.

 

 جنـگ خاورمیانـه، درعین‌حـال جنـگ میـان دو نیر‌وی فاشیسـم و دمکراسـی‌خواه اسـت. اکنـون درماندگـی نیروهـای دولتـی در ایـن جنـگ کاملا آشکارشـده اســت. جریانــات دموکراســی‌خواه انقلابــی بایــد بــه شــکل گسـتـرده وارد عرصــه شــوند. تنهــا نیروهــای دمکراتیــک انقلابــی خاورمیانــه می‌تواننـد ایـن جنـگ را به نفع خلقها‌ي منطقه خاتمه دهند و راه را به سوی یک مدل سیاسی دمکراتیک در منطقه بگشایند. با توجه به این مدل، مدل دولت‌گرای منطقه‌ای نه، بلکه مـدل سازماندهی نوع دمکراتیـک می‌توانـد بـرای تـراژدی کنونـی خاورمیانـه راه‌حل اساسی باشد.

 

نیروهـای اسـتیلاجوی جهانـی بـا سرکردگی آمریـکا، اسـراتژی مهار رژیـم ایـران را در صدر برنامه‌هـای خـود قـرار داده‌ و در تلاشند تا این کشور را در بن‌بست قراردهند. تشکیل اءتلافهای منطقه‌ای، تلاش برای توقف حضور و نفوذ ایران و ادامه‌ي جنگ نیابتی توسط این کشور، به ویژه در کشورهايی همچو عراق و ایران، پیشبرد تحریمهای گسترده بر ضد سپاه پاسداران و نیرو‌های وابسته به آن، تقویت و کمک به نیروها‌ي مخالف جمهوری اسلامی، تقویت و گسترش نارضایتی‌ها‌ي داخلی، عمیق‌تر نمودن شکاف میان جریانهای داخل ایران به ویژه مابین اصول‌گرایان و میانه‌رو‌ها، ادامه‌ و گسترش تحریم‌های آمریکا علیه ایران از جمله تلاشهای این استراتژی مهار است.

 

جنـگ نیابتـی ایـران ـ عربسـتان بـه نقط‌ـه‌ی حساس تلاقی رسـیده و هرلحظـه امکان دارد بــه یــک جنــگ مســتقیم تمام‌عیــار مبــدل شــود. اکنــون بــرای هیــچ دولتــی در خاورمیانـه فضـای امنیتـی پایـداری وجـود نـدارد.

 

بـا کاربسـت همزمـان سرکوبگـری و وعده‌هـای جریـان میانـه‌رو، تلـاش می‌شـود مطالبــات دموکراتیــک جامعــه را تقلیــل داده و مطالبات خلقهــای ایــران را ‌ٰپشت گوش بیاندازند.

 

جنـگ جهانـی سـوم، جنـگ تقسـیم قـدرت و ترسـیم دوبـاره‌ی نقشـه‌ی سیاسـی جهــان اســت. در ایــن جنــگ، هم اروپا و هم  آمریــکا علی‌رغم اختلافات سلیقه‌ای، هر دو در این راستا منفعت‌طلبانه عمل می‌کنند و هر دو نیز درصدد مهـار نظامهای محافظه‌کار منطقه‌ای و حتی تغییر آنها می باشند. 

 

روابـط و تنشهـای داخلی به حدی رسیده  که شکاف جناحی و سیاسی را بیش از گذشته آشکار نموده است. امروزه دولت موازی در ایران اریکه‌ی قدرت را بدست گرفته و همزمان با دولت روحانی در عرصه‌ّهای سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و غیره به سازماندهی خود پرداخته و در تقلای مهار دولت روحانی و حتی اگر لازم باشد به‌دست گرفتن دولت است. فقط در حال حاضر برای دولت موازی یا همان سپاه پاسداران  بهترین نوع برخورد برای کنترل دولت روحانی، در موازات آن پیشبرد سیاستها و منافع کوتاه‌مدت و درازمدت خویش می‌باشد.

 

سیاست‌های روحانی در دولت یازدهم و ریاست‌جمهوری تا بحال عاری از برنامه‌ای مشخص برای گذار از بن‌بستها‌ي موجود  و راه‌حل عملی بوده است. ایران فکر می ‌کرد با پیشبرد دیپلماسی هسته‌ای و نیز نشان‌دادن لبخند فریبکارانه به رقیبان خارجی، می‌تواند از تهدیدها علیه خود کاسته و در گذر زمان از کارزار سیاسی و اقتصادی پیروز بیرون بیاید. غافل از اینکه هژمونی‌خواهی نیروهای جهانی به ویژه آمریکا به غیر از ذوب‌نمودن ایران و تسلیم‌پذیرساختن آن هیچ راه و برنامه دیگری را قبول ندارند.

 

در این میان تداوم سیاست‌های گذشته بر ضد خلقها‌ي ایران و نیز طیفهای گسترده‌ي سیاسی و تحول‌خواه دمکراتیک به ویژه کُردها، مشکلات داخلی را دوچندان و پیچیده‌تــر می‌نماید.

 

امروزه در خاورمیانه سه نوع مدل از طرف نیروهای درگیر در منطقه پیروی می‌گردد و هر کدام خواهان استقرار مدل خویش به نفع منافع خود می‌باشند. مدل اول، مدل دولت- ملت اسراییلی ‌است که می‌خواهد در منطقه با ایجاد دولت – ملتهای کوچک‌تر به نفع منافع خود در منطقه ابراز موجودیت نماید. اصرار اسراییل در تشکیل دولت  کُردی در جنوب کردستان نیز در همین راستاست. دومین مدل، مدل آمریکاست که خواهان تشکیل مدل فدراسیون و یا کنفدراسیونهای منطقه‌ای و اتنیکی است اگرچه در راستای منافع دمکراتیک نه، بلکه در راستای منافع خود می‌باشد. سومین مدل، همانا تداوم مدل دولت – ملت محافظه‌کار منطقه‌ای همچو ایران، سوریه، عراق و ترکیه می‌باشد.

 

 امـا مدل و استـراتژی نیروهـای دمکراسـی‌خواه منطقه‌ای که کردها نمایندگی آن را بر عهده دارند متفاوت‌تر از دیگر مدلهاست. امروزه خلقهای منطقه نه خواهان تداوم مشکلات گذشته هستند و نه خواهان پیشبرد راهکارهای غیرمنطقه‌ای و دیکته شده از بیرون. چون هر دو نیز مسبب بحران‌های موجود می‌باشند. امروزه خلق‌های خاورمیانه خواهان مدلی دمکراتیک که بتواند تحولاتی بنیادین را در منطقه رقم زده و مردم را از این بحران‌ها نجات دهد، هستند. در همین راستا کردها با پیشاهنگی که‌ در تغییر و تحولات منطقه‌ای، به ویژه در جنگ با داعش نشان دادند، یگانه جنگاوران دمکراسی و آزادی علیه این گرداب آشوب در منطقه بوده و دارای پتانسیل، اراده و نیروی تحــولات  انقلابــی ـ دمکراتیــک در ایــران و منطقه می‌باشند.

 

کُردها امروزه به فاکتور مهم تحولات دموکراتیک مبدل شده و دارای پتانسیلی مهم برای گذار از مشکلات منطقه‌ای به ویژه جنگ جهانی سوم را دارا هستند. در گذشته نیز ما به مثابه جامعه‌ي دمکراتیک و آزاد شرق کردستان –کودار بر حل مسالمت آمیز در چارچوب نرمهاي دمکراتیک إصرار داشتیم. حتی در این چارچوب نقشه‌ راه دمکراتیکی را نیز آماده و برای  افکار عمومی اعلام نمودیم. ولی جمهــوری اســلامی با تداوم برخوردهای گذشته‌ي خود نشان داد که نه تنها أراده‌ي حل دمکراتیک مسایل را نداشته بلکه در کوچکترین فرصتی به نابودی نیرهای دمکراتیک‌خواه و تحولگرا نیز دست می زند. ایــن نحوه‌ي برخورد آینده‌ي روشنی را برای ایران در پیش نخواهد داشت. در همین راستا یک بار دیگر اهمیت بازخوانی نقشه‌ی راه دمکراتیک پیشنهاد شده اهمیت خود را نشان می‌دهد.

 

امروزه خلقهای ایران از جمله خلق کُرد به مرحله‌ای رسیده‌اند‌ که بتوانند سرنوشت خود را تعیین نمایند.  خلق کُرد نیز جهت نیل به این مهم بدیل‌های فراوانی داده است. بنابراین حیاتی آزاد بر طبق هویت و زبان، حق طبیعی خلقهای ایران می‌باشد. هر چقدر دولت‌ها تلاش کنند خلقها را در راستای منافع خود به سمت خویش جذب نمایند، به همان میزان لازم و ضروری است که خلق‌های ایران  بر را‌هکار خط سوم اصرار ورزیده و آن را سرلوحه‌ی تلاش‌ها و مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی خویش قرار دهند.

 

قبل از هر چیز لازم است خلق کُرد یک استراتژی دمکراتیک را مبنا قرار دهد. باید با توسل به این استراتژی، دمکراسی و دمکراتیک‌ "شدن" را توسعه دهد. در مقابل انکار و استعمار بیایستد و در مقابل تهدیداتی چون نسل‌کشی از خود محافظت نماید. این مقولات را می‌توان پیش‌شرط‌هایی عنوان نمود که خلق کُرد بتواند با توسل به آن به هویت و ارزش‌های راستینش، به فرهنگ و زبان و همچنین به سیاستی دمکراتیک دست پیدا کند و به مانند خلقی آزاد از حیاتی آزاد برخوردار گردد.

 

در چنین شرایطی لازم است تمامی خلقهای ایران به‌ویژه خلق کُرد در شرق کردستان، جهت محافظت از هویت اجتماعی و سیاسی خویش، توسعه و گسترش خط دفاع ذاتی و مشروع را اساس کار خویش قرار دهند. اگر خلق کُرد در این بخش از میهن، در سازماندهی اجتماعی‌ و سیاسی خویش ضعیف عمل نماید و خط‌مشی دفاع مشروع خود را تقویت نکند؛ نمی‌تواند حیات سیاسی-اجتماعی خویش را تداوم بخشد و حتی در معرض نابودی هم قرار می‌گیرد. در چنین حالتی خلق کُرد نمی‌تواند در مقابل نیروهایی که قصد سوءاستفاده سیاسی را دارند، بیایستد.

 

امروزه اگر رژیم ایران می‌خواهد با معضلات و بحران‌های منطقه‌ای مواجه نشود؛ لازم است مسایل مربوط به خلق کُرد و سایر خلق‌های ایران را حل‌ نماید. راه‌ چاره‌ی معضلات در ایران از حل مسئله‌ی کُرد در شرق کُردستان می‌گذرد. اگر رژیم ایران این واقعیت را نپذیرد و بخواهد تسلیم‌پذیری را بر کردستان تحمیل کند و با حمله‌ به مواضع و خطوط قرمز خلق و گریلا‌هایش و همچنین با اجبار، زور، شکنجه و اعدام بخواهد فریاد‌های مردمی را در نطفه خفه کند، احتمال افزایش خطر برای آن رژیم بسیار بیشتر خواهد بود. تاکنون هیچ دولتی موفق نشده با تداوم بازداشت‌ها، شکنجه و زندانی‌کردن، پیروزی را از آنِ خود کند.

 

اگر رژیم ایران،‌ اقدام به رفع مشکلات نکند، بدون شک با وضعیتی مشابه ترکیه،‌ عراق و سوریه مواجه خواهد شد. در این صورت امکان تجزیه ایران، جنگ و درگیری و عمیق‌تر شدن مشکلات به موضوعات اصلی تبدیل خواهند شد.

 

وضعیت کنونی نه برای خلقهای ایران و نه رژیم ایران،‌ وضعیت مناسبی نیست. بنابراین لازم است حکومت حاضر این کشور صفحه‌ای نوین را ورق بزند و برای حل مسایل خلق‌ها اقدام نماید.  خلق کُرد نیز می‌بایست روابطش را با سایر خلق‌های ایران مستحکم‌تر نموده و بر اساس توسعه‌ی سیاست دمکراتیک و آزادی‌خواهانه،‌ جهت دمکراتیزه‌نمودن ایران و خاورمیانه تلاشی بیشتر و جدی‌تری را بخرج دهد.

مرتبط با این پست
پربیننندەترین‌های اخیر
آخرین‌ها بەروزرسانی‌ها

کودار (جامعــه ی دموکراتیــک و آزاد شرق كوردســتان)، نظامی کنفدرال اجتماعی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملت‌ها به دست خودشان اســت. دموکراسی، آزادی زن و زندگی محیط‌زیست‌گرا را مبنا قرار می‌دهد. نظامی غیردولتی بوده و سازمان‌دهی اجتماعی‌سیاسی، فرهنگی و دموکراتیک جوامع را مبنا قرار می‌دهد.