1ـ عامل اصلي جنگ خاورميانه چيست؟
قدرتهای جهانی حسابوکتابهای سودجویانهی بسیاری دربارهی خاورمیانه دارند. اما عامل اصلی که بستر مداخلهی ابرقدرتهای جهانی را فراهم کرد، ذهنیت واپسگرای دولتها و جریانات فرقهگرای ملیـ مذهبی خاورمیانه است. فاشیستی بودن دولتهای خاورمیانه، این منطقه را به کانون جنگ جهانی سوم مبدل کرد. تا دموکراسی در خاورمیانه استقرار نیابد، پایانی برای جنگ متصور نیست.
2ـ بدبينانهترين احتمالي که ميتواند در جنگ جهاني سوم رخ دهد چيست؟
بدترین احتمال این است که تداوم جنگ مذهبی کنونی، تمام خاورمیانه را دچار تجزیه و فروپاشی گرداند. نمونهی داعش نشان داد که فرقهگرایی مذهبی میتواند منجر به چه وحشیگری و جنایاتی شود. خلقهای خاورمیانه قربانی جنگطلبی دولتهای مستبدی شدهاند که تحت نام اسلام سیاسی شیعه و سنی در حال تسویهحساب خونین با یکدیگرند. اگر نیروهای دموکراتیک و انقلابی نقش خود را بهخوبی ایفا نکنند، این جنگ چیزی از فرهنگ و ارزشهای انسانی برای خاورمیانه باقی نخواهد گذاشت.
3ـ خوشبينانهترين احتمال براي فرجام اين جنگ چه ميتواند باشد؟
جنگ خاورمیانه، درعینحال جنگ میان فاشیسم و دموکراسیخواهی است. اکنون درماندگی نیروهای دولتی در این جنگ کاملاً آشکارشده است. جریانات دموکراسیخواه انقلابی باید به شکل گسترده وارد عرصه شوند. تنهاوتنها نیروهای دموکراتیک انقلابی خاورمیانه میتوانند این جنگ را ختم به خیر کنند. به یک مدل سیاسی تازه در خاورمیانه نیاز داریم. مدل ملت دموکراتیک میتواند برای تراژدی کنونی خاورمیانه یک درمان اثربخش باشد.
4ـ آيا پس از پيروزيهاي اخير در نبرد عليه داعش، زمان شکلگيري توازن سياسي پايدار بين نيروهاي خاورميانه فرانرسيده است؟
خیر. اگرچه همکاریها و روابط دیپلماتیکی نیز بین نیروهای درگیر وجود دارد اما اینها همه موقتی هستند. به دلیل آنکه خاورمیانه در حال دگردیسی و ترسیم دوباره است، همهی نیروها روابطشان متزلزل و توأم با سوءظن به یکدیگر است.
5ـ رفتار ايران و ترکيه در بحران قطر چگونه قابل ارزيابي است؟
همزمانی حمایت ایران و ترکیه از قطر به معنای یکی بودن اهداف آنها نیست. ترکیه با حمایت از قطر میخواهد همچنان استراتژی شکستخوردهی حمایت از جریانات تندرو را ادامه دهد و این به معنای ضدیت با استراتژی هلال شیعی هم هست. اما ایران میخواهد با حمایت از قطر، مانع هماهنگی و اتحاد جهان عرب علیه خود شود. ترکیه و ایران هرکدام میل دارند که دیگری را به مصاف جهان عرب بفرستد تا برنامههای توسعهطلبانهی خود را در منطقه پیش ببرد.
6ـ چه معناي سياسياي در پس حمايت از قطر وجود دارد؟
حمایت همهجانبهی قطر از گروههای تندروی افراطی، کاملاً افشا شده است. بنابراین جانبداری از قطر، به معنای کمک به بقای فاشیسم و تشدید بحران و جنگ خاورمیانه است. همراهی با سیاستهای ترکیه نیز همین نتیجه را در بر دارد.
7ـ با توجه به تشديد جنگ در خاورميانه، روي کار آمدن ترامپ در آمريکا و انتخاب مجدد حسن روحاني بهعنوان رئيسجمهور، چه راهبردي از سوي ابرقدرتهاي جهاني عليه ايران انتخاب شده است؟
نیروهای استیلاجوی جهانی به سرکردگی آمریکا، استراتژی مهار رژیم ایران را در صدر برنامههای خود قرار دادهاند. برای پیادهکردن این استراتژی، ایران را از چند طریق در منگنه قرار دادهاند:
الف) تشکیل ائتلاف گستردهی عربی که در حال جنگ نیابتی با ایران است.
ب) طرح متوقفسازی حضور ایران در سوریه و عراق. بهویژه از راه ضربهزدن به سپاه قدس، حزبالله لبنان و مدل بسیجی که ایران در سرتاسر منطقه سازماندهی کرده است.
ج) تقویت مخالفان جمهوری اسلامی و سازماندهی آنها.
د) استفاده از نارضایتیهای عمومی جامعهی ایران و هویتهای مختلف تحت ستم.
هـ) تشویق و تغذیهی جریان میانهرو(اصلاحطلبـ اعتدالگرا) برای تشدید جنگ قدرت میان جناحهای نظام جمهوری اسلامی و در صورت امکان تغییر نرم رژیم.
و) به گردش انداختن پروندههای سیاسیـ حقوقی علیه ایران نظیر: نقض تعهدات توافق هستهای(برجام)، گسترش سلاحهای کشتارجمعی و موشکهای بالستیک توسط سپاه پاسداران، نقض حقوق بشر و حمایت مالیـ لجستیکی رژیم از تروریسم. تحریمهای گستردهی اخیر آمریکا علیه ایران و روسیه در همین چارچوب است.
8ـ ائتلاف گستردهي کشورهاي عرب تا چه حد ميتواند ايران را در خاورميانه تحتفشار قرار دهد؟
اگر ائتلاف جهان عرب از فرصتهایی که سیاستهای اشتباه ایران ایجاد کرده بهرهبرداری کند، میتواند برای جمهوری اسلامی بسیار خطرآفرین باشد. چراکه اسرائیل نیز با این ائتلاف همراستا عمل مینماید و ترکیه نیز منافع بسیاری از همکاری با این ائتلاف کسب میکند.
9ـ آيا احتمال درگيري بين ائتلاف عربي و ايران وجود دارد؟
جنگ نیابتی ایرانـ عربستان به نقطهی حساسی رسیده و هرلحظه میتواند به یک جنگ مستقیم تمامعیار مبدل شود. اکنون برای هیچ دولتی در خاورمیانه فضای امنیتی پایداری وجود ندارد.
10ـ آيا بحران قطر نتوانسته ايران را در موقعيت برتري قرار دهد؟
ورد ایران در بحران قطر اگرچه توان مانور سیاسی ایران علیه ائتلاف عربی را بالا برد اما خصومت کشورهای عرب را با ایران دوچندان ساخت. تنش دیپلماتیک بین کویت و ایران گویای همین واقعیت است. منطقهی خلیج اکنون به حالت یک کانون تنش درآمده است.
11ـ راهکار ايران براي مقابله با استراتژي خصمانهي آمريکا چيست؟
جمهوری اسلامی تلاشهای خود را در این راستا متمرکز ساخته است:
الف) تلاش برای تضعیف ائتلاف جهان عرب با استفاده از اختلافات میان قطر و کشورهای عرب. همچنین مطرحکردن مسئلهی فلسطین و استفاده از حربهی اسرائیلستیزی و اینکه گویا دولتهای عربی مسئلهی فلسطین را فراموش کردهاند و این ایران است که قضیهی فلسطین و انتفاضه را زنده نگهداشته است.
ب) میکوشد ضمن حفظ نفوذ خود در عراقـ سوریه و تدوام حضور نظامی در آنجا، توازنات سیاسی را بعد از آزادی موصل به نفع جریانات وابسته به خود تغییر دهد.
ج) سعی در تخریب چهره و نابودسازی اپوزیسیون ایرانی مینماید. روحانی برسر کار آورده شد تا نقش اپوزیسیون ساختگی را به دولت او بدهند. اما دولت واقعی، همان دولت موازی یعنی سپاه پاسداران است.
د) با کاربست همزمان سرکوبگری و وعدههای جریان میانهرو، تلاش میشود مطالبات دموکراتیک جامعه را تقلیل دهند و نیروی انقلابیـ دموکراتیک خلقهای ایران را منفعل کنند.
هـ) حاکمیت، تداوم ریاستجمهوری روحانی را به نفع خود دانست. اما کنترل تمایلات لیبرالی او، چندان برای جمهوری اسلامی راحت نیست. فرماندهان سپاه خود را برای مدیریت کشور لایقتر از روحانی میدانند. ازنظر آنها، دیپلماسی نظامی سپاه از دیپلماسی امتیاز دهندهی روحانیـ ظریف بهتر بوده و ازنظر نظامی نیز حضور آنها در عراق و سوریه باعث مصونیت نظام شده است. اگر قضیهی جانشینی رهبر و تغییر مدل حاکمیتی ایران توسط جناح میانهرو بهطورجدی به بحث گذاشته شود، سپاه اقدامات جدیتری جهت تحت کنترلدرآوردن دولت خواهد کرد.
و) جنگ جهانی سوم، جنگ تقسیم قدرت و ترسیم دوبارهی نقشهی سیاسی جهان است. در این جنگ، بین اروپاـ آمریکا نیز اختلاف منافع وجود دارد. جمهوری اسلامی میکوشد از تمایلات اقتصادی اروپا در ایران، جهت مشروعیتبخشی به خود استفاده کند. اروپا نیز با منفعتطلبی در این راستا عمل میکند اما میداند که استراتژی آمریکا برای مهار و تغییر رژیم ایران جدی است. بنابراین اروپا نیز خود را برای تغییر سیاسی در ایران آماده میکند.
اینها راهکار جمهوری اسلامی برای تداوم بقای خود است. اما هیچ جایگاهی در این راهکار برای مطالبات دموکراتیک خلقهای ایران لحاظ نشده است. بنابراین حتی اگر در کوتاهمدت برای جمهوری اسلامی مفید باشد اما در میانمدت او را تضعیف خواهد کرد.
12ـ آزادي موصل چه تأثيري بر آيندهي عراق و رابطهاش با ايران و ترکيه خواهد گذاشت؟
ترکیه هنوز موقعیت اشغالگرانهی خود را در عراق و سوریه ادامه میدهد. ایران نیز نقش خود در آزادی موصل را پررنگتر از نقش ائتلاف جهانی میداند. این، سرآغاز تنشهای شدید بر سر آیندهی سیاسی موصل است. ایران از راه پیمان سیاسیـ نظامی تازه با بغداد میخواهد نفوذ کنونی خود را در عراق تحت ضمانت درآورد.
با آزادسازی موصل اکنون جریانات مختلف سیاسی عراق مشغول صفآرایی جدیدی در مقابل هم هستند. اختلافات در جبههی شیعی(خروج عمار حکیم از مجلس اعلا و اختلافات مالکیـ عبادی) و تنش در جبههی سنی بسیار شدید شده است. تمایل هر دو جبهه به تشکیل احزاب سیاسی تازه نشان میدهد که اختلافات کنونی هر دودسته را هرچه بیشتر هم با بیرون و هم داخل خود درگیر میسازد. بحران در حکومت اقلیم کوردستان نیز ادامه دارد. اینها آیندهی مبهمی برای عراق و روابطش با کشورهای منطقه ترسیم میکند.
13ـ ايران در عراقـ سوريه حضور گسترده دارد. آمريکا و همپيمانانش چگونه ايران را مهار خواهند کرد؟
تمام نیروهایی که در سوریهـ عراق میجنگند، میکوشند تا با حفظ مناطق تحت نفوذ خود، با دستپر وارد مراحل بعدی جنگ شوند. میخواهند از طریق حفظ موقعیت خود، با برتری در مذاکرات مربوط به چارهیابی سیاسی احتمالی شرکت کنند. تلاش آمریکا این است که حوزهی نفوذ ایران را در عراق و سوریه بسیار کوچک کند و ایران را به درون لاک خود بکشاند. در این چارچوب احتمالا با نیروهای نظامی وابسته به ایران در سوریه برخورد صورت خواهد گرفت و سعی میشود جریانی که به سمت ملیگرایی عربیـ شیعی تمایل دارد و نه به سمت ایران را در عراق تقویت نمایند.
14ـ با اوجگرفتن دوبارهي بحران اسرائيل ـ فلسطين، کشورهاي منطقه چه برخوردي خواهند داشت؟
کشورهای عرب، ایران و ترکیه در اختلافات میان خود از مسئلهی فلسطین بهعنوان یک کارت سیاسی علیه یکدیگر استفاده میکنند. کشورهایی که خودشان تا خرخره در بحران سیاسیـ نظامیـ اقتصادی فرورفتهاند مشکلی ازایندست را نه با راهکارهای دیپلماتیک و نه با جنگ نمیتوانند حلوفصل کنند. برخوردهای این دولتها در قبال مسئلهی فلسطین بسیار متناقض، ابزاری و عوامفریبانه است و بحران منطقه را بهمراتب تشدید خواهد نمود.
15ـ روابط و تنشهاي دروني جمهوري اسلامي ايران چه سمت و سويي پيدا کرده است؟
روحانی از میزان اختیارات خود ناراضی است و دولت دارای اسلحه و رسانه و پول یعنی سپاه را به باد شماتت گرفت. پیداست که نظام حکومتی ایران دارای دو دولت شده است. بنبست ایدئولوژیک جناحهای سیاسی محافظهکار، اصلاحطلب و اعتدالگرای جمهوری اسلامی راه را برای گفتمان اسلامیـ ایرانیـ نظامی سپاه پاسداران باز کرده است.
در هیچ برههای از نظام جمهوری اسلامی، تنش درونی نظام تا این حد شدید نبوده است. اما پیداست که دولت موازی(سپاه) در حال مهار نمودن دولت روحانی است. احتمالاً طی دیدارهای اخیر بین روحانی و سپاه، برای ترسیم مجدد روابط درونی جمهوری اسلامی و تقسیم قدرت توافقاتی صورت گرفته باشد.
16ـ سياستهاي روحاني چه تأثيري بر جريان اصلاحطلبي خواهد نهاد؟
اصلاحطلبها با احساس کاذب موفقیت، سر از ناکجاآباد درآوردهاند! روحانی با گفتمان متظاهرانهی اعتدالگرایی آخرین میخ را بر تابوت اصلاحطلبی کوبید. جز پوستهای ظاهری چیزی از اصلاحطلبی باقی نمانده است. رفتار روحانی نشان میدهد که هیچ برنامهای برای اصلاح و گشایش سیاسی ندارد. همپیمانی میان سپاه و جریان اعتدالگرایی میتواند ایران را به مسیر پرتنشی با نیروهای جهانی بکشاند.
ایران میخواست با ژست پایبندی به برجام، از فشارهای جهانی خلاصی یابد. اما موج تحریمهای جدید علیه ایران نشان داد که این ترفند نمیتواند سپر دفاعی خوبی برای رژیم ایران باشد.
17ـ رابطه با روسيه چه فرصتها و تهديداتي براي ايران به همراه دارد؟
جمهوری اسلامی از طریق حربهی رابطه با روسیه و عمقبخشی به برنامههای موشکی، میگوید که میتواند کشیده شدن جنگ به ایران را بهمراتب بیش از جنگ سوریهـ عراق برای ائتلاف جهانی دشوار نماید. حضور روسیه در منطقه، ایران را در مقابل موج مداخلات خارجی لجوجتر ساخته است.
سناریوی ایران این است که در سوریه نیز مانند عراق حوزهی نفوذ و حاکمیت مشخصی داشته باشد و به توافقی ضمنی با آمریکا بر سر دریافت سهم برسد. اما واقعیت این است که اگر توافق یا تقسیم سهمی در سوریه شکل گیرد، بین آمریکاـ روسیه خواهد بود. البته تنها نیروهای جهانی در این جنگ حضور ندارند و نیروهای فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه خاصه کوردها بازیگر اصلی و تعیینکننده در سرنوشت سوریه هستند.
18ـ نوع سياست ايران در قبال مسئلهي کورد چه نتايجي با خود به دنبال خواهد داشت؟
اصرار بر لاینحلگذاشتن مسئلهی کورد، تنها کلاف مسائل ایران را پیچیدهتر میسازد. وزنهی مسئلهی کورد آنقدر هست که ایران را به چالش دشواری دچار گرداند. هنوز هم گزینهی چارهیابی دموکراتیک روی میز نیروهای دموکراتیک کورد(کودارـ پژاک) قرار دارد. اما جمهوری اسلامی فرسنگها با ذهنیت مبتنی بر حل دموکراتیک مسئلهی کورد فاصله دارد. این امر چشمانداز مثبتی را نوید نميدهد. اگر سیاست خردمندانهای در ایران وجود میداشت قطعاً بایستی یک نقشهراه برای حل مسائل داخلی مطرح میشد.
19ـ در مقابل لاينحلگذاشتن مسائل داخلي توسط جمهوري اسلامي، نيروهاي دموکراتيک چه راهکاري دارند؟
نیروهای جهانی سعی بر مطیعسازی جمهوری اسلامی و نهایتاً براندازی نرم یا سخت آن دارند.