1. نخست مایل هستیم شما را بشناسیم ؟
اسم من روهلات سنه و از روژآوای کوردستان هستم.
2. هوال روهلات شما به عنوان یک گریلا از روژآوای کوردستان اگر امکان دارد در مورد مبارزه در سایر بخشهای کوردستان خصوصاٌ روژهلات کوردستان سخن بگویید؟
من روژهلات کوردستان را به واسطهی کسانی همچو شهید فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر و علی حیدریان (هوال سوران) شناختم. آشنایی با این رفقا اشتباق من را برای دیدن روژهلات و شناخت فرهنگ آنجا به وجود آورد. استعمارگران در کوردستان که به دنبال تجزیه کوردستان بودند با ایجاد مرزهای جغرافیایی کوردستان را در بین 4 دولت تقسیم نمودند. بنابراین نامگذاری روژهلات به عنوان پارچهای از کوردستان ناشی از همان ذهنیت استثمارگری در کوردستان است که آن را تجزیه نموده است. در واقع در اشاره به زبان و فرهنگ این بخش، عنوان کوردستان نام برده شود درستتر خواهد بود و فرق و جدایی میان بخشها را باید از خود دور کنیم. احساس متقابل بسیار در برابر روژهلات کوردستان به موجب رفاقت با هوالان شهیدی که قبلاٌ ذکر نمودم در من تشدید گشت. این هوالان به مانند خاطراتی زنده همواره با من همراه هستند و سبب گشتند تا من بیشتر بر شناخت مردم و سیاستهای دولت ایران که بر بنیان شکنجه و قتلعام پایدار است اصرار ورزم. رفاقت با آنها موجب گشت تا به تحلیل تاریخ و شناخت فرهنگ غنی این قسمت بیشتر بپردازم. زندگی در روژهلات به معنای قدم نهادن در دالان طویل تاریخ است. این رفقا همگی دارای خصوصیت عصیانگر بوده و از ذهنیت استعمارگری متنفر بودند. آنها با ایستار و منش انقلابی خود، از ذهنیت اقتدار و سلطه حاکم بر جامعه رها گشته و به بهترین الگو برای من تبدیل شدند. فعالیت در روژهلات بعد از شناخت آن به زمینهای برای خدمت به خلق آن و مبارزه در آن مبدل گشته است.
3. قبل از ظهور رهبر آپو و جنبش آزادیخواهی در کوردستان جو و دیدگاه خاصی حاکم بود مبنی بر نادیده انگاشتن همدیگر و همراه با ایجاد مرزبندی جغرافیایی به دست مستبدان در ذهنیت مردم نیز مرزبندی صورت پذیرفت. امروزه مشاهده می نماییم که این جو با وقوع انقلاب روژآوا و مقاومت باکور(شمال کوردستان) متلاشی شد و این مرزهای سیاسی بیمعنی گشتهاند و مشارکت مردم و گریلا در تمامی قسمتهای کوردستان صورت گرفت. در این زمینه مایل هستیم نظر شما را جویا شویم؟
در وهله اول باید بدانیم مبارزه و انقلابها در چه زمینهای به وقوع میپیوندند. در چهل سال اخیر بعد از اینکه مبارزه ما در چارچوب یک جنبش سازماندهی گردید لزوم شروع مبارزات و وقوع انقلاب مشخص گشت. اگر به تاریخ کوردستان نگاهی بیاندازیم پی میبریم که همواره شورشهایی به وقوع پیوستهاند. شاید در نحوهی عملکرد آنها کاستیهایی وجود داشته اما در سالهای اخیر با پیشبرد مبارزات جنبش آزادیخواهی آپویی، مبارزات در والاترین سطح به پیش میروند. در جریان انقلاب روژآوا و مبارزات باکور نیز حمایتهای مردمی برای تداوم آنها به صورت وسیع قابل مشاهده است. این عکسالعمل مردمی نشانگر اتکای مردم به نیروی حیاتبخش اجتماعی برای به پیش بردن زندگی است و پیشاهنگی برای مبارزات است. مبارزات باکور بر مبنای بازپسگیری حقی که کاملاٌ انکار گشته است شروع گشته و ما هر روز شاهد قتل و شکنجهی زنان و جوانان هستیم. براساس گفتهی پیشینیان ما با شروع مبارزات کسی دیگر جلودار آن نیست به مانند آبی که لبریز گشته و کسی قادر به ایجاد مانع در برابر آن نیست. سیاست قتلعام، استعمارگری و تمام شیوههای استبدادگری دولت نیز هیچگاه نمیتوانند جلوی مبارزات وسیع مردمی را بگیرند. به همین منظور مبارزات صورت گرفته در روژآوا و باکور با ایستاری مداوم در جریانند و در مقابل نیز حملات و تهاجمات دشمن نیز برای خنثی نمودن روح مبارزهخواهی شدت بیشتری مییابد. با افزایش حملات و اتخاذ سیاستهای امحا و انکار از جانب دشمن، مشارکت مردمی و همبستگی میان آنها افزایش مییابد. در رابطه با روژهلات کوردستان باید گفت فرهنگ غنی این بخش از کوردستان در زمان حال و در درازای تاریخ نشاندهندهی قابلیت و پتانسیل بزرگی برای وقوع انقلاب و مبارزات است. در واقع زمینهی مردمی لازم برای این مهم و پیشاهنگی مهیاست. مسئلهی مهم این است که تحرکات و قیامها در جایی از کوردستان موجب واکنش سایر نقاط شده و تعقیب، پیگیری و حمایت در سایر مناطق نیز نمایانگر میگردد. حملات، سرکوبها، اعدامها و قتلعام علیه عصیانهای صورت گرفته در روژهلات شاید ترس و رعب در مردم را ایجاد نماید اما در درون جامعهی روژهلات نیرویی پنهایی وجود دارد که همواره برای به پاخاستن علیه ظلم و زور آماده است و برای به واقعیت رسانیدن انقلاب، حاضر است. با ارزیابی و به کارگیری این پتانسیل به بهترین شیوه و پیشاهنگی درست، بیداری و مبارزات مردمی در روژهلات بهترین یاریرسان برای مبارزات باکور و روژآوا خواهد بود.
4. در پایان برای جوانان و زنان شرق کوردستان چه پیامی دارید؟
پیام من برای جوانان و زنان روژهلات این است که زنان در برابر سیستم برای شناخت هویت خود و جوانان برای آنکه بخش از مبارزات را تشکیل دهند باید با هیجانی فراگیر و گسترده برای پی بردن به حقیقت خلق خود و گستردهتر نمودن مبارزات مشارکت خود را نیز توسعه دهند. در واقع با مشارکت هر چه بیشتر زمینه برای خودشناسی بیشتر نیز مساعد میگردد. ملحق گشتن حتی یک نفر به جنبش آزادیخواهی به معنای بنیان نهادن انقلاب است. دولت، احساسات، تفکر و جسم انسان را نابود میسازد و نبرد مسلحانه و دفاع از خود موجبات اندیشیدن دولت و اتخاذ تدبیر و تغییر در عملکرد و سیاستش را فراهم مینماید. با مشارکت هر چه بیشتر جوانان در جنبش آزادیخواهی پایه های انقلاب زودتر بنا نهاده میشود.